bottomed

[ایالات متحده]/ˈbɒtəmd/
[بریتانیا]/ˈbɑːtəmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای یک پایه یا زیرین؛ واقع در پایین.

عبارات و ترکیب‌ها

bottomed out

رسیدن به کف

bottom-lined

خلاصه کردن

bottom-heavy

سنگین در قسمت پایین

bottomed at

رسیدن به کف در

bottom-up approach

رویکرد از پایین به بالا

جملات نمونه

the market has bottomed out after the recent crash.

بازار پس از سقوط اخیر، کف کرده است.

we believe the stock prices have finally bottomed.

ما معتقدیم که قیمت سهام سرانجام کف کرده است.

after a long decline, the economy seems to have bottomed.

پس از یک رکود طولانی، به نظر می رسد اقتصاد کف کرده است.

the team was relieved to see their performance bottomed out.

تیم از دیدن اینکه عملکرد آنها کف کرده بود، احساس راحتی کرد.

she felt that her confidence had bottomed out during the exam.

او احساس کرد که اعتماد به نفس او در طول امتحان کف کرده است.

experts say that prices in the housing market have bottomed.

متخصصان می گویند که قیمت ها در بازار مسکن کف کرده اند.

his enthusiasm for the project bottomed out after the setbacks.

اشتیاق او به پروژه پس از مشکلات کاهش یافته است.

many investors are waiting to see if the currency has bottomed.

بسیاری از سرمایه گذاران منتظرند ببینند آیا ارز کف کرده است یا خیر.

after several tough seasons, the team's morale has bottomed.

پس از چندین فصل سخت، روحیه تیم کاهش یافته است.

it seems the trend has bottomed, and a recovery is on the horizon.

به نظر می رسد روند کف کرده است و روندی برای بهبودی در حال ظهور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید