bouchy

[ایالات متحده]/ˈbuːtʃi/
[بریتانیا]/ˈbuːtʃi/

ترجمه

adj. ویژگی یا شبیه به حباب؛ پر از حباب یا پر انرژی (زبان گوگل)
شکل‌های واژه
صفت تفضیلیbouchier

جملات نمونه

the wine had a distinctly bouchy aroma that spoiled the tasting experience.

عطر شامپاگن به طور متمایزی بود که تجربه چشایی را فاسد کرد.

after opening, we noticed a bouchy smell coming from the vintage bottles.

پس از باز کردن، ما بوی شامپاگن را از بطری‌های نمونه‌ای مشاهده کردیم.

the sommelier immediately identified the wine as having a bouchy fault.

سوملیєر به طور فوری عیب شامپاگن را تشخیص داد.

unfortunately, several bottles in the collection exhibited bouchy characteristics.

متأسفانه چندین بطری در جمع‌آوری ویژگی‌های شامپاگن را نشان دادند.

the cork had deteriorated, leaving a bouchy residue in the bottle.

پرچم فاسد شده بود و باقی‌مانده‌ای از شامپاگن در بطری باقی گذاشته بود.

even expensive wines can develop bouchy notes if improperly stored.

حتی شامپاگن‌های گران‌قیمت می‌توانند اگر به درستی نگهداری نشوند، نتایج شامپاگن را پیدا کنند.

the critic described the vintage as having an unfortunate bouchy undertone.

بازنده این نمونه را با یک نتایج نامطلوب از شامپاگن توصیف کرد.

we had to return the champagne because of its overpowering bouchy flavor.

ما مجبور شدیم شامپاگن را برگردانیم به دلیل طعم شامپاگن‌های بسیار قوی.

the restaurant compensated us for serving a clearly bouchy vintage.

رستوران ما را به دلیل ارائه یک نمونه شامپاگن واضح جبران کرد.

avoid storing wine near the cellar entrance to prevent bouchy contamination.

از نگهداری شامپاگن در نزدیکی ورودی گوگرد خودداری کنید تا از آلودگی شامپاگن جلوگیری شود.

the wine expert could detect the bouchy defect even before tasting.

متخصص شامپاگن می‌توانست عیب شامپاگن را قبل از چشایی تشخیص دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید