boudoir secrets
رازهای خلوت
decorate boudoirs
تزیین خلوت
boudoir style
سبک خلوت
boudoirs exist
خلوتها وجود دارند
boudoir trends
ترندهای خلوت
visit boudoirs
بازدید از خلوتها
enter boudoirs
ورود به خلوتها
show boudoirs
نمایش خلوتها
find boudoirs
پیدا کردن خلوتها
love boudoirs
عشق به خلوتها
she decorated her boudoirs with elegant furniture.
او اتاقهای شخصی خود را با مبلمان شیک تزئین کرد.
the boudoirs of the palace were filled with luxurious fabrics.
اتاقهای شخصی کاخ با پارچههای لوکس پر شده بودند.
visitors admired the intricate designs in the boudoirs.
بازدیدکنندگان از طرحهای پیچیده در اتاقهای شخصی تحسین کردند.
she often retreats to her boudoirs for some quiet time.
او اغلب برای کمی آرامش به اتاقهای شخصی خود پناه میبرد.
the artist painted scenes of women in their boudoirs.
هنرمند صحنههایی از زنان در اتاقهای شخصی خود نقاشی کرد.
her boudoirs were a reflection of her personality.
اتاقهای شخصی او بازتابی از شخصیتش بود.
they hosted a tea party in the boudoirs.
آنها یک مهمانی چای در اتاقهای شخصی برگزار کردند.
the boudoirs were known for their stunning chandeliers.
اتاقهای شخصی به خاطر لوسترهای خیرهکنندهشان معروف بودند.
she keeps her jewelry in the drawers of her boudoirs.
او جواهرات خود را در کشوهای اتاقهای شخصی خود نگه میدارد.
in the past, boudoirs were private spaces for women.
در گذشته، اتاقهای شخصی فضاهای خصوصی برای زنان بودند.
boudoir secrets
رازهای خلوت
decorate boudoirs
تزیین خلوت
boudoir style
سبک خلوت
boudoirs exist
خلوتها وجود دارند
boudoir trends
ترندهای خلوت
visit boudoirs
بازدید از خلوتها
enter boudoirs
ورود به خلوتها
show boudoirs
نمایش خلوتها
find boudoirs
پیدا کردن خلوتها
love boudoirs
عشق به خلوتها
she decorated her boudoirs with elegant furniture.
او اتاقهای شخصی خود را با مبلمان شیک تزئین کرد.
the boudoirs of the palace were filled with luxurious fabrics.
اتاقهای شخصی کاخ با پارچههای لوکس پر شده بودند.
visitors admired the intricate designs in the boudoirs.
بازدیدکنندگان از طرحهای پیچیده در اتاقهای شخصی تحسین کردند.
she often retreats to her boudoirs for some quiet time.
او اغلب برای کمی آرامش به اتاقهای شخصی خود پناه میبرد.
the artist painted scenes of women in their boudoirs.
هنرمند صحنههایی از زنان در اتاقهای شخصی خود نقاشی کرد.
her boudoirs were a reflection of her personality.
اتاقهای شخصی او بازتابی از شخصیتش بود.
they hosted a tea party in the boudoirs.
آنها یک مهمانی چای در اتاقهای شخصی برگزار کردند.
the boudoirs were known for their stunning chandeliers.
اتاقهای شخصی به خاطر لوسترهای خیرهکنندهشان معروف بودند.
she keeps her jewelry in the drawers of her boudoirs.
او جواهرات خود را در کشوهای اتاقهای شخصی خود نگه میدارد.
in the past, boudoirs were private spaces for women.
در گذشته، اتاقهای شخصی فضاهای خصوصی برای زنان بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید