bought

[ایالات متحده]/bɔːt/
[بریتانیا]/caught/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v (گذشته)خریداری شده در گذشته.
adj (صفت ماضی نقلی)که خریداری شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

bought a car

خرید یک ماشین

bought some food

خرید کمی غذا

bought new shoes

خرید کفش‌های جدید

bought online

به صورت آنلاین خرید کرد

bought tickets

خرید بلیط

bought a gift

خرید یک هدیه

bought it cheap

آن را ارزان خرید

bought yesterday

دیروز خرید

bought last week

هفته گذشته خرید

جملات نمونه

i bought a new car last week.

من هفته گذشته یک ماشین جدید خریدم.

she bought a beautiful dress for the party.

او یک لباس زیبا برای مهمانی خرید.

they bought a house in the countryside.

آنها یک خانه در حومه شهر خریدند.

he bought a gift for his mother's birthday.

او هدیفتی برای تولد مادرش خرید.

we bought groceries for the week.

ما برای هفته مواد غذایی خریدیم.

she bought a ticket to the concert.

او بلیط کنسرت خرید.

i bought some flowers for my friend.

من برای دوستم گل خریدم.

they bought a new laptop for work.

آنها یک لپ‌تاپ جدید برای کار خریدند.

he bought a book that he had wanted for a long time.

او کتابی خرید که مدت طولانی می‌خواست.

we bought snacks for the movie night.

ما برای شب تماشای فیلم تنقلات خریدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید