bouncier

[ایالات متحده]/ˈbaunsi/
[بریتانیا]/'baʊnsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سرزنده، پرانرژی، الاستیک، مطمئن.

عبارات و ترکیب‌ها

bouncy ball

توپ بامزه

bouncy hair

موهای پرجنب

bouncy castle

قلعه باری

جملات نمونه

she was still the girl he remembered, bouncy and full of life.

او هنوز همان دختری بود که به خاطر داشت، پرجنب‌وجوش و سرشار از زندگی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید