springy

[ایالات متحده]/'sprɪŋɪ/
[بریتانیا]/'sprɪŋi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای الاستیسیته

جملات نمونه

he left the room with a springy step.

او اتاق را با گام‌های بلند و سریع ترک کرد.

she left the room with a springy step.

او اتاق را با گام‌های بلند و سریع ترک کرد.

springy grass all beset with tiny jewel-like flowers.

چمن های فنری که همگی با گل های کوچک و جواهر مانند احاطه شده اند.

the springy, resilient saplings would shanghai him backwards.

ساقه جوان انعطاف‌پذیر و فنری، او را به عقب می‌برد.

they walked across the springy turf.

آنها روی چمن نرم و انعطاف‌پذیر قدم زدند.

Round and springy butt usually highlights your sylphlike figure.

باسن گرد و فنری معمولاً اندام شما را برجسته می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید