boundstone

[ایالات متحده]/baʊndˈstəʊn/
[بریتانیا]/baundˈstohn/

ترجمه

n. سنگی که به عنوان عامل پیوند در ساخت و ساز استفاده می‌شود، به ویژه در دیوارچینی.; نوعی سنگ آهک که در ساخت و ساز استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

boundstone weight

وزن سنگ مرزی

boundstone size

اندازه سنگ مرزی

boundstone shape

شکل سنگ مرزی

boundstone color

رنگ سنگ مرزی

boundstone age

سن سنگ مرزی

boundstone use

کاربرد سنگ مرزی

boundstone type

نوع سنگ مرزی

boundstone source

منبع سنگ مرزی

boundstone value

ارزش سنگ مرزی

جملات نمونه

the boundstone marked the edge of the property.

سنگ مرزی نشان‌دهنده حد و مرز ملک بود.

we need to replace the old boundstone with a new one.

ما نیاز داریم سنگ مرزی قدیمی را با یک سنگ مرزی جدید جایگزین کنیم.

the boundstone served as a boundary for the garden.

سنگ مرزی به عنوان یک مرز برای باغ عمل می‌کرد.

they installed a decorative boundstone around the flower bed.

آنها یک سنگ مرزی تزئینی در اطراف باغچه نصب کردند.

the boundstone was weathered and needed maintenance.

سنگ مرزی فرسوده بود و نیاز به تعمیر و نگهداری داشت.

children played near the boundstone without any worries.

کودکان بدون هیچ نگرانی در نزدیکی سنگ مرزی بازی می‌کردند.

the architect designed a unique boundstone for the entrance.

معمار یک سنگ مرزی منحصر به فرد برای ورودی طراحی کرد.

we found an old boundstone during the excavation.

ما یک سنگ مرزی قدیمی را در حین حفاری پیدا کردیم.

the boundstone was engraved with the owner's name.

سنگ مرزی با نام صاحب آن حک شده بود.

local laws require proper placement of boundstones.

قوانین محلی نیاز به قرار دادن مناسب سنگ مرزی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید