bouse around
دور خانه
bouse up
بالای خانه
bouse out
بیرون از خانه
bouse over
روی خانه
bouse down
پایین خانه
house bouse
خانه خانه
bouse hold
نگهداری خانه
bouse call
تماس خانه
bouse party
جشن خانه
bouse sleep
خواب خانه
he decided to bouse the boat before the storm arrived.
او تصمیم گرفت قبل از رسیدن طوفان، قایق را محکم کند.
we need to bouse the sails to prevent them from tearing.
ما باید بادبانها را محکم کنیم تا از پاره شدن آنها جلوگیری کنیم.
make sure to bouse the lines securely after docking.
مطمئن شوید که پس از پهلو گرفتن، خطوط را به طور ایمن محکم کنید.
the captain instructed the crew to bouse the rigging.
کاپیتان دستور داد خدمه تجهیزات را محکم کنند.
it’s important to bouse the cargo properly for safety.
برای ایمنی، محکم کردن بار به درستی مهم است.
they had to bouse the tent tightly to withstand the wind.
آنها مجبور شدند چادر را محکم بکشند تا در برابر باد مقاومت کند.
before leaving, remember to bouse the equipment.
قبل از رفتن، به یاد داشته باشید تجهیزات را محکم کنید.
the fisherman will bouse the net to catch more fish.
ماهیگیر تور را محکم میکند تا ماهی بیشتری بگیرد.
she learned how to bouse the kayak correctly.
او یاد گرفت چگونه به درستی کایاک را محکم کند.
he had to bouse the horse before the ride.
او مجبور شد قبل از سواری، اسب را محکم کند.
bouse around
دور خانه
bouse up
بالای خانه
bouse out
بیرون از خانه
bouse over
روی خانه
bouse down
پایین خانه
house bouse
خانه خانه
bouse hold
نگهداری خانه
bouse call
تماس خانه
bouse party
جشن خانه
bouse sleep
خواب خانه
he decided to bouse the boat before the storm arrived.
او تصمیم گرفت قبل از رسیدن طوفان، قایق را محکم کند.
we need to bouse the sails to prevent them from tearing.
ما باید بادبانها را محکم کنیم تا از پاره شدن آنها جلوگیری کنیم.
make sure to bouse the lines securely after docking.
مطمئن شوید که پس از پهلو گرفتن، خطوط را به طور ایمن محکم کنید.
the captain instructed the crew to bouse the rigging.
کاپیتان دستور داد خدمه تجهیزات را محکم کنند.
it’s important to bouse the cargo properly for safety.
برای ایمنی، محکم کردن بار به درستی مهم است.
they had to bouse the tent tightly to withstand the wind.
آنها مجبور شدند چادر را محکم بکشند تا در برابر باد مقاومت کند.
before leaving, remember to bouse the equipment.
قبل از رفتن، به یاد داشته باشید تجهیزات را محکم کنید.
the fisherman will bouse the net to catch more fish.
ماهیگیر تور را محکم میکند تا ماهی بیشتری بگیرد.
she learned how to bouse the kayak correctly.
او یاد گرفت چگونه به درستی کایاک را محکم کند.
he had to bouse the horse before the ride.
او مجبور شد قبل از سواری، اسب را محکم کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید