bowhunting

[ایالات متحده]/baʊˌhʌntɪŋ/
[بریتانیا]/bauˈhʌn.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شکار با کمان و تیر.

عبارات و ترکیب‌ها

bowhunting season

فصل شکار با کمان

practice bowhunting

تمرین شکار با کمان

learn bowhunting

یادگیری شکار با کمان

bowhunting skills

مهارت‌های شکار با کمان

enjoy bowhunting

لذت بردن از شکار با کمان

bowhunting gear

تجهیزات شکار با کمان

ethical bowhunting

شکار با کمان اخلاقی

modern bowhunting

شکار با کمان مدرن

bowhunting rules

قوانین شکار با کمان

successful bowhunting

شکار با کمان موفق

جملات نمونه

bowhunting requires a lot of practice.

تمرین زیادی برای تیراندازی با کمان مورد نیاز است.

many people enjoy bowhunting during the fall season.

بسیاری از مردم از تیراندازی با کمان در فصل پاییز لذت می برند.

safety is a priority in bowhunting.

ایمنی در تیراندازی با کمان اولویت دارد.

he bought new gear for bowhunting this year.

او سال امسال وسایل جدید برای تیراندازی با کمان خرید.

bowhunting can be a rewarding experience.

تیراندازی با کمان می تواند یک تجربه ارزشمند باشد.

learning about wildlife is essential for bowhunting.

آشنایی با حیات وحش برای تیراندازی با کمان ضروری است.

she participated in a bowhunting tournament.

او در یک مسابقه تیراندازی با کمان شرکت کرد.

bowhunting requires patience and skill.

تیراندازی با کمان نیاز به صبر و مهارت دارد.

he enjoys the challenge of bowhunting.

او از چالش تیراندازی با کمان لذت می برد.

bowhunting is popular among outdoor enthusiasts.

تیراندازی با کمان در بین علاقه مندان به فعالیت های فضای باز محبوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید