bowmen

[ایالات متحده]/baʊmən/
[بریتانیا]/bow-mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کماندار؛ شخصی که با کمان و تیر شلیک می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

bowmen's skill

مهارت کمانداران

medieval bowmen

کمانداران قرون وسطی

trained bowmen

کمانداران آموزش دیده

archery bowmen

کمانداران تیراندازی

elite bowmen

کمانداران نخبه

many bowmen

کمانداران زیاد

skilled bowmen

کمانداران ماهر

legendary bowmen

کمانداران افسانه ای

powerful bowmen

کمانداران قدرتمند

deadly bowmen

کمانداران مرگبار

جملات نمونه

the bowmen took their positions on the hilltop.

تیراندازان در حال گرفتن جایگاه خود در تپه بودند.

legend has it that the bowmen were unmatched in skill.

افسانه‌ها می‌گویند که تیراندازان در مهارت بی‌رقیب بودند.

the king's army was known for its elite bowmen.

ارتش پادشاه به خاطر تیراندازان نخبه خود مشهور بود.

bowmen need to practice regularly to improve their accuracy.

تیراندازان برای بهبود دقت خود باید به طور منظم تمرین کنند.

during the tournament, the bowmen showcased their talents.

در طول مسابقات، تیراندازان استعدادهای خود را به نمایش گذاشتند.

the bowmen launched a surprise attack at dawn.

تیراندازان یک حمله غافلگیرانه را در سپیده دم آغاز کردند.

each bowman carried a quiver filled with arrows.

هر تیرانداز یک تیردان پر از تیر حمل می‌کرد.

bowmen often work in teams to maximize their effectiveness.

تیراندازان اغلب به صورت تیمی کار می‌کنند تا اثربخشی خود را به حداکثر برسانند.

the training camp focused on developing the skills of bowmen.

اردوی آموزشی بر توسعه مهارت‌های تیراندازان متمرکز بود.

in ancient times, bowmen played a crucial role in battles.

در زمان‌های قدیم، تیراندازان نقش مهمی در نبردها داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید