elite crossbowman
تیرانداز کماندار نخبه
crossbowman unit
واحد کماندار
crossbowman training
آموزش کماندار
crossbowman skills
مهارتهای کماندار
crossbowman tactics
تاکتیکهای کماندار
crossbowman gear
تجهیزات کماندار
crossbowman squad
گروه کماندار
crossbowman strategy
استراتژی کماندار
crossbowman archery
تیراندازی با کمان
crossbowman position
موقعیت کماندار
the crossbowman took aim at the distant target.
تیرانداز کماندار به هدف دوردست نشانه گرفت.
in the medieval battle, the crossbowman played a crucial role.
در نبرد قرون وسطی، کماندار نقش مهمی ایفا کرد.
the skilled crossbowman was known for his accuracy.
کماندار ماهر به دقت خود مشهور بود.
the crossbowman quickly reloaded after each shot.
کماندار پس از هر شلیک به سرعت دوباره بارگیری کرد.
during the siege, the crossbowman defended the castle walls.
در طول محاصره، کماندار از دیوار قلعه دفاع کرد.
the crossbowman trained daily to improve his skills.
کماندار روزانه برای بهبود مهارت های خود تمرین می کرد.
many crossbowmen were stationed on the battlements.
بسیاری از کمانداران در برجک ها مستقر بودند.
the crossbowman wore protective armor in battle.
کماندار در نبرد زره محافظتی پوشید.
he admired the crossbowman’s technique and precision.
او از تکنیک و دقت کماندار تحسین کرد.
the crossbowman was a vital part of the army's strategy.
کماندار بخشی حیاتی از استراتژی ارتش بود.
elite crossbowman
تیرانداز کماندار نخبه
crossbowman unit
واحد کماندار
crossbowman training
آموزش کماندار
crossbowman skills
مهارتهای کماندار
crossbowman tactics
تاکتیکهای کماندار
crossbowman gear
تجهیزات کماندار
crossbowman squad
گروه کماندار
crossbowman strategy
استراتژی کماندار
crossbowman archery
تیراندازی با کمان
crossbowman position
موقعیت کماندار
the crossbowman took aim at the distant target.
تیرانداز کماندار به هدف دوردست نشانه گرفت.
in the medieval battle, the crossbowman played a crucial role.
در نبرد قرون وسطی، کماندار نقش مهمی ایفا کرد.
the skilled crossbowman was known for his accuracy.
کماندار ماهر به دقت خود مشهور بود.
the crossbowman quickly reloaded after each shot.
کماندار پس از هر شلیک به سرعت دوباره بارگیری کرد.
during the siege, the crossbowman defended the castle walls.
در طول محاصره، کماندار از دیوار قلعه دفاع کرد.
the crossbowman trained daily to improve his skills.
کماندار روزانه برای بهبود مهارت های خود تمرین می کرد.
many crossbowmen were stationed on the battlements.
بسیاری از کمانداران در برجک ها مستقر بودند.
the crossbowman wore protective armor in battle.
کماندار در نبرد زره محافظتی پوشید.
he admired the crossbowman’s technique and precision.
او از تکنیک و دقت کماندار تحسین کرد.
the crossbowman was a vital part of the army's strategy.
کماندار بخشی حیاتی از استراتژی ارتش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید