crossbowman

[ایالات متحده]/ˈkrɒsboʊmən/
[بریتانیا]/ˈkrɔsboʊmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از کمان‌کشی استفاده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

elite crossbowman

تیرانداز کماندار نخبه

crossbowman unit

واحد کماندار

crossbowman training

آموزش کماندار

crossbowman skills

مهارت‌های کماندار

crossbowman tactics

تاکتیک‌های کماندار

crossbowman gear

تجهیزات کماندار

crossbowman squad

گروه کماندار

crossbowman strategy

استراتژی کماندار

crossbowman archery

تیراندازی با کمان

crossbowman position

موقعیت کماندار

جملات نمونه

the crossbowman took aim at the distant target.

تیرانداز کماندار به هدف دوردست نشانه گرفت.

in the medieval battle, the crossbowman played a crucial role.

در نبرد قرون وسطی، کماندار نقش مهمی ایفا کرد.

the skilled crossbowman was known for his accuracy.

کماندار ماهر به دقت خود مشهور بود.

the crossbowman quickly reloaded after each shot.

کماندار پس از هر شلیک به سرعت دوباره بارگیری کرد.

during the siege, the crossbowman defended the castle walls.

در طول محاصره، کماندار از دیوار قلعه دفاع کرد.

the crossbowman trained daily to improve his skills.

کماندار روزانه برای بهبود مهارت های خود تمرین می کرد.

many crossbowmen were stationed on the battlements.

بسیاری از کمانداران در برجک ها مستقر بودند.

the crossbowman wore protective armor in battle.

کماندار در نبرد زره محافظتی پوشید.

he admired the crossbowman’s technique and precision.

او از تکنیک و دقت کماندار تحسین کرد.

the crossbowman was a vital part of the army's strategy.

کماندار بخشی حیاتی از استراتژی ارتش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید