| جمع | bowshots |
bowshot away
دور تیراندازی
within bowshot
در محدوده تیراندازی
beyond bowshot
فراتر از محدوده تیراندازی
a bowshot's distance
فاصله تیراندازی
bowshot range
محدوده تیراندازی
the bowshot limit
حداکثر فاصله تیراندازی
fall within bowshot
در محدوده تیراندازی قرار گرفتن
bowshot accuracy
دقت تیراندازی
a bowshot's length
طول تیراندازی
bowshot advantage
مزیت تیراندازی
the target is within bowshot range.
هدف در برد کمان است.
he can hit the bullseye from a bowshot away.
او میتواند از فاصله کمان، در مرکز هدف را بزند.
they stood a bowshot apart during the duel.
آنها در طول دوئل در فاصله کمان از یکدیگر ایستاده بودند.
she was just a bowshot from the enemy camp.
او فقط در فاصله کمان از اردوگاه دشمن بود.
the deer was only a bowshot away.
گوزن فقط در فاصله کمان بود.
he estimated the distance to be a bowshot.
او تخمین زد که فاصله در حدود کمان است.
they trained to shoot accurately within bowshot.
آنها برای شلیک دقیق در برد کمان آموزش دیدند.
from here, we can see the enemy within bowshot.
از اینجا، میتوانیم دشمن را در برد کمان ببینیم.
the archer took aim at the target within bowshot.
تیرانداز هدف را در برد کمان نشانه گرفت.
he felt safe, knowing he was out of bowshot.
او احساس امنیت میکرد، زیرا میدانست که از برد کمان خارج است.
bowshot away
دور تیراندازی
within bowshot
در محدوده تیراندازی
beyond bowshot
فراتر از محدوده تیراندازی
a bowshot's distance
فاصله تیراندازی
bowshot range
محدوده تیراندازی
the bowshot limit
حداکثر فاصله تیراندازی
fall within bowshot
در محدوده تیراندازی قرار گرفتن
bowshot accuracy
دقت تیراندازی
a bowshot's length
طول تیراندازی
bowshot advantage
مزیت تیراندازی
the target is within bowshot range.
هدف در برد کمان است.
he can hit the bullseye from a bowshot away.
او میتواند از فاصله کمان، در مرکز هدف را بزند.
they stood a bowshot apart during the duel.
آنها در طول دوئل در فاصله کمان از یکدیگر ایستاده بودند.
she was just a bowshot from the enemy camp.
او فقط در فاصله کمان از اردوگاه دشمن بود.
the deer was only a bowshot away.
گوزن فقط در فاصله کمان بود.
he estimated the distance to be a bowshot.
او تخمین زد که فاصله در حدود کمان است.
they trained to shoot accurately within bowshot.
آنها برای شلیک دقیق در برد کمان آموزش دیدند.
from here, we can see the enemy within bowshot.
از اینجا، میتوانیم دشمن را در برد کمان ببینیم.
the archer took aim at the target within bowshot.
تیرانداز هدف را در برد کمان نشانه گرفت.
he felt safe, knowing he was out of bowshot.
او احساس امنیت میکرد، زیرا میدانست که از برد کمان خارج است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید