boxy design
طراحی جعبهای
boxy silhouette
سیلوئت جعبهای
boxy fit
اندازه جعبهای
boxy shape
شکل جعبهای
The boxy car design is not very aerodynamic.
طراحی جعبهای خودرو آنقدرها هم آیرودینامیک نیست.
She carried a boxy briefcase to work every day.
او هر روز یک کیف دستی جعبهای به محل کار میبرد.
The new apartment complex has a boxy, modern look.
مجتمع آپارتمانی جدید دارای ظاهری جعبهای و مدرن است.
The boxy shape of the building stands out in the neighborhood.
شکل جعبهای ساختمان در محله خودنمایی میکند.
He wore a boxy suit to the job interview.
او برای مصاحبه شغلی یک کت و شلوار جعبهای پوشید.
The boxy refrigerator took up a lot of space in the kitchen.
یخچال جعبهای فضای زیادی را در آشپزخانه اشغال میکرد.
The boxy packaging made it difficult to stack the items neatly.
بستهبندی جعبهای باعث میشد مرتب کردن اقلام به طور مرتب دشوار باشد.
The boxy shape of the television made it look outdated.
شکل جعبهای تلویزیون باعث میشد که قدیمی به نظر برسد.
The boxy building was a stark contrast to the sleek skyscrapers nearby.
ساختمان جعبهای در تضاد شدید با آسمان خراشهای باریک و بلند اطراف بود.
The boxy furniture gave the room a minimalist feel.
مبلمان جعبهای به اتاق حالتی مینیمالیستی میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید