blocky

[ایالات متحده]/'blɒkɪ/
[بریتانیا]/'blɑki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یا مشخصه‌دار بلوک‌ها; به طور محکم ساخته‌شده; به طور نامنظم شکل‌دار.

عبارات و ترکیب‌ها

blocky texture

بافت بلوکی

blocky design

طراحی بلوکی

جملات نمونه

The blocky shape of the building stood out in the city skyline.

شکل حجیم ساختمان در خط افق شهر برجسته بود.

The blocky font made the text difficult to read.

فونت حجیم خواندن متن را دشوار می‌کرد.

The blocky design of the game character gave it a retro feel.

طراحی حجیم شخصیت بازی به آن حس نوستالژیک می‌داد.

The blocky pattern on the fabric added a modern touch to the dress.

الگوی حجیم روی پارچه، حس مدرنی را به لباس اضافه می‌کرد.

The blocky arrangement of the furniture made the room feel cramped.

چیدمان حجیم مبلمان باعث می‌شد اتاق تنگ به نظر برسد.

The blocky graphics of the video game reminded players of classic arcade games.

گرافیک حجیم بازی ویدیویی بازیکنان را به بازی‌های آرکید کلاسیک یاد می‌کرد.

The blocky structure of the website made navigation confusing.

ساختار حجیم وب‌سایت باعث سردرگمی در ناوبری می‌شد.

The blocky outline of the sculpture gave it a modern and abstract look.

طرح حجیم مجسمه به آن ظاهری مدرن و انتزاعی می‌داد.

The blocky nature of the code made it difficult to debug.

ماهیت حجیم کد اشکال‌زدایی آن را دشوار می‌کرد.

The blocky appearance of the robot made it seem futuristic.

ظاهر حجیم ربات باعث می‌شد که آینده‌نگر به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید