brahim

[ایالات متحده]/brɑːˈhiːm/
[بریتانیا]/brɑːˈhiːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام خاص از مبدأ عربی
شکل‌های واژه
جمعbrahims

جملات نمونه

brahim diaz scored a brilliant goal in the last minute.

براهیم دیاز در دقیقه آخر یک گل بسیار خوب زد.

the coach decided to substitute brahim at halftime.

مربی تصمیم گرفت تا در نیمه اول بازی برای جایگزینی برای برهم اقدام کند.

everyone was impressed by brahim's dribbling skills.

همه از مهارت‌های گلایبری برهم شگفت‌زده شدند.

brahim signed a new contract with the club today.

براهیم امروز قرارداد جدیدی با باشگاه خود امضا کرد.

we expect brahim to start in the upcoming match.

ما انتظار داریم که برهم در بازی آینده شروع کند.

brahim received a standing ovation from the fans.

براهیم از طرف هواداران با تشویق مکثی دریافت کرد.

the injury will keep brahim out for several weeks.

این زخم برهم را برای چند هفته از بازی خارج خواهد کرد.

brahim sprinted down the wing to cross the ball.

براهیم به سرعت به سمت باله راند تا توپ را ارسال کند.

the team relies heavily on brahim for creativity.

تیم به طور چشمگیری از برهم برای خلاقیت وابسته است.

brahim celebrated his birthday with his teammates.

براهیم با هم تیمی‌های خود تولد خود را جشن گرفت.

critics have praised brahim's recent performances.

انتقادات به اخیر عملکرد برهم تحسین کرده‌اند.

brahim trained hard to regain his full fitness.

براهیم سخت تمرین کرد تا به سلامتی کامل خود بازگردد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید