braided

[ایالات متحده]/ˈbreɪdɪd/
[بریتانیا]/'bredɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بافته شده یا ترتیب داده شده در یک الگوی رشته‌های درهم تنیده

عبارات و ترکیب‌ها

braided hair

موهای بافته شده

braided rope

طناب بافته شده

braided stream

جریان بافته شده

braided hose

شیلنگ بافته شده

braided fabric

پارچه بافته شده

جملات نمونه

braided the rags into a strong rope.

پارچه های کهنه را به یک طناب محکم بافت.

braided the ideas into a complex thesis.

ایده ها را به یک تز پیچیده بافت.

They wore their hair braided in long pigtails.

آنها موهای خود را بافته و به صورت دمکنی بلند استفاده می کردند.

Shimmering tressed, braided bright...

موهای درخشان، بافته و روشن...

Eustatic lake level and source change had resulted in intercalation development in braided delta system.

تغییر سطح دریاچه و منبع منجر به توسعه رسوبی در سیستم دلتای بافته شده شد.

After rapid overall swelling , in the late stage occurred alluvial fan-braided river facies sedimentary cycles made of red polyterrigenous molasse deposit s with multi-source supplying.

پس از تورم کلی سریع، در مراحل پایانی، چرخه‌های رسوبی با چهره‌های حاصلخیزی - رودخانه بافته شده از رسوبات ملاس قرمز چند منبعی با تامین چند منبع رخ داد.

نمونه‌های واقعی

From up above, these rivers can look like braided hair.

از بالا، این رودخانه‌ها می‌توانند شبیه موی بافته شده به نظر برسند.

منبع: National Parks of the United States

Koeksisters are South African braided doughnuts that are covered in syrup.

کوک‌سیسترها دونات‌های بافته شده آفریقای جنوبی هستند که با شربت پوشانده شده‌اند.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

Red Easter eggs are sometimes served along the centerline of braided loaf of bread.

تخم‌مرغ‌های قرمز عیسوی گاهی در امتداد خط مرکزی نان بافته سرو می‌شوند.

منبع: Festival Comprehensive Record

When I see a woman with braided hair, a beautiful hairstyle, I fall in love.

وقتی یک زن با موی بافته شده می‌بینم، یک مدل موی زیبا، عاشق می‌شوم.

منبع: VOA Standard English_Americas

Corn husks are largely used for filling mattresses, and are braided into mats, baskets, and other useful articles.

پوست ذرت عمدتاً برای پر کردن تشک‌ها استفاده می‌شود و به حصیرها، سبدها و سایر اقلام مفید بافته می‌شود.

منبع: American Original Language Arts Third Volume

They were no longer ruffled but were gathered up in scalloped festoons, showing braided petticoats beneath.

دیگر پف‌آلود نبودند بلکه در رشته‌های لوزی شکل جمع شده بودند و دامن‌های بافته شده زیرین را نشان می‌دادند.

منبع: Gone with the Wind

The exact meaning and function of Musubi is illustrated through the braided cords that Mitsuha makes.

معنی و عملکرد دقیق Musubi از طریق رشته‌های بافتنی که میتسوها می‌سازد، نشان داده می‌شود.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

Before Hermione could answer, a tall black girl with long braided hair had marched up to Harry.

قبل از اینکه هرماینه بتواند پاسخ دهد، یک دختر سیاه پوست قدبلند با موهای بلند بافته شده به سمت هری قدم زد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

The dough for koeksisters is stretched thinly and braided with tightly joined ends so it doesn't unravel.

خمیر کوک‌سیسترها به طور نازک کشیده و بافته می‌شود و سرها به طور محکم به هم متصل می‌شوند تا باز نشود.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

There was nothing in it but a small expensive dog leash made of leather and braided silver.

در آن چیزی نبود جز یک قلاده سگ کوچک و گران قیمت که از چرم و نقره بافته شده بود.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید