brailed

[ایالات متحده]/breɪld/
[بریتانیا]/brayed/

ترجمه

vpast زمان گذشته و گذشته مشارک "brail" (برای استفاده از یک brail برای کشیدن یا بالا بردن چیزی، یا ماهیگیری با یک brail)

عبارات و ترکیب‌ها

brailed book

کتاب بریل

brailed notes

یادداشت‌های بریل

brailed map

نقشه بریل

read brailed

خواندن بریل

learn brailed

یادگیری بریل

brailed text

متن بریل

use brailed

استفاده از بریل

access brailed

دسترسی به بریل

brailed system

سیستم بریل

brailed device

دستگاه بریل

جملات نمونه

the book was brailed for visually impaired readers.

کتاب به خط بریل برای افراد کم‌بینا تهیه شده بود.

she learned to read brailed text at a young age.

او در سن جوانی یاد گرفت که متن بریل را بخواند.

the signs in the museum were brailed for accessibility.

علائم در موزه به دلیل دسترسی به خط بریل درآمده بود.

he was proud to have brailed his own novel.

او به داشتن رمان بریل خودش افتخار می‌کرد.

many schools provide brailed materials for their students.

بسیاری از مدارس مواد بریل را برای دانش آموزان خود فراهم می‌کنند.

they are working on brailing more public documents.

آنها در حال کار بر روی بریل کردن اسناد عمومی بیشتر هستند.

brailed menus help blind customers enjoy dining out.

منوی بریل به مشتریان نابینا کمک می‌کند تا از غذا خوردن در رستوران لذت ببرند.

volunteers often help in brailing educational materials.

داوطلبان اغلب در بریل کردن مواد آموزشی کمک می‌کنند.

the library has a section dedicated to brailed books.

کتابخانه بخشی را به کتاب‌های بریل اختصاص داده است.

she appreciated the effort put into brailing the pamphlets.

او از زحمتی که برای بریل کردن بروشورها صرف شد قدردانی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید