braincell

[ایالات متحده]/ˈbreɪnsel/
[بریتانیا]/ˈbreɪnsel/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سلول مغز، شامل نورون‌ها و سلول‌های گلیا که بافت مغز را تشکیل می‌دهند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

single braincell

یک سلول مغز

two braincells

دو سلول مغز

last braincell

آخرین سلول مغز

my last braincell

آخرین سلول مغزم

no braincells

هیچ سلول مغزی ندارم

fried braincells

سلول‌های مغز سوخته

two working braincells

دو سلول مغز کار کردنی

one braincell left

یک سلول مغز باقی مانده

killing braincells

کشتن سلول‌های مغز

my braincell

سلول مغزم

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید