brainier than
هوشمندتر از
brainier now
حالا باهوشتر
get brainier
بیشتر باهوش شو
more brainier
بیشتر باهوش
brainier ideas
ایدههای باهوشتر
need brainier
به هوش بیشتری نیاز است
become brainier
باهوشتر شو
brainier ways
راههای باهوشتر
think brainier
باهوشتر فکر کن
brainier solution
راه حل باهوش تر
she is brainier than her classmates.
او باهوشتر از همکلاسیهایش است.
he always tries to appear brainier in discussions.
او همیشه سعی میکند در بحثها باهوشتر به نظر برسد.
being brainier can sometimes lead to social challenges.
باهوش بودن گاهی اوقات میتواند منجر به چالشهای اجتماعی شود.
they believe that a brainier approach is necessary for solving complex problems.
آنها معتقدند که برای حل مشکلات پیچیده به یک رویکرد باهوشانهتر نیاز است.
brainier students often excel in advanced courses.
دانشجویان باهوشتر اغلب در دورههای پیشرفته موفق عمل میکنند.
she was always the brainier one in the group.
او همیشه باهوشترین فرد در گروه بود.
his brainier ideas impressed the entire team.
ایدههای باهوشانه او کل تیم را تحت تاثیر قرار داد.
to be brainier, you need to challenge yourself constantly.
برای اینکه باهوشتر باشید، باید دائماً خودتان را به چالش بکشید.
she reads extensively to become brainier.
او به طور گسترده مطالعه میکند تا باهوشتر شود.
in her opinion, being brainier is more important than being popular.
به نظر او، باهوش بودن مهمتر از محبوب بودن است.
brainier than
هوشمندتر از
brainier now
حالا باهوشتر
get brainier
بیشتر باهوش شو
more brainier
بیشتر باهوش
brainier ideas
ایدههای باهوشتر
need brainier
به هوش بیشتری نیاز است
become brainier
باهوشتر شو
brainier ways
راههای باهوشتر
think brainier
باهوشتر فکر کن
brainier solution
راه حل باهوش تر
she is brainier than her classmates.
او باهوشتر از همکلاسیهایش است.
he always tries to appear brainier in discussions.
او همیشه سعی میکند در بحثها باهوشتر به نظر برسد.
being brainier can sometimes lead to social challenges.
باهوش بودن گاهی اوقات میتواند منجر به چالشهای اجتماعی شود.
they believe that a brainier approach is necessary for solving complex problems.
آنها معتقدند که برای حل مشکلات پیچیده به یک رویکرد باهوشانهتر نیاز است.
brainier students often excel in advanced courses.
دانشجویان باهوشتر اغلب در دورههای پیشرفته موفق عمل میکنند.
she was always the brainier one in the group.
او همیشه باهوشترین فرد در گروه بود.
his brainier ideas impressed the entire team.
ایدههای باهوشانه او کل تیم را تحت تاثیر قرار داد.
to be brainier, you need to challenge yourself constantly.
برای اینکه باهوشتر باشید، باید دائماً خودتان را به چالش بکشید.
she reads extensively to become brainier.
او به طور گسترده مطالعه میکند تا باهوشتر شود.
in her opinion, being brainier is more important than being popular.
به نظر او، باهوش بودن مهمتر از محبوب بودن است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید