getting stupider
در حال احمقتر شدن
much stupider
خیلی احمقتر
stupider still
هنوز هم احمقتر
seems stupider
به نظر احمقتر میرسد
stupider than
از ... احمقتر
acting stupider
دارند احمقانه رفتار میکنند
stupider now
حالا احمقتر
stupider choices
انتخابهای احمقانه
stupider things
چیزهای احمقانه
stupider idea
ایده احمقانه
the test was surprisingly easy; i felt like the questions were stupider than i expected.
آزمون به طرز شگفت انگیزی آسان بود؛ احساس میکردم سوالات از آنچه انتظار داشتم، احمقانه تر بودند.
he made a stupider decision than anyone i've ever known.
او تصمیمی احمقانه تر از هر کسی که تا به حال میشناختم گرفت.
i can't believe how much stupider some people can be online.
باورم نمیشود برخی افراد به طور آنلاین چقدر میتوانند احمق باشند.
don't act stupider just to impress your friends; it's not cool.
فقط برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانتان احمقانه رفتار نکنید؛ اصلا خنک نیست.
the movie plot was so convoluted and stupider than anything i'd seen recently.
طرح فیلم بسیار پیچیده و احمقانه تر از هر چیزی بود که اخیراً دیده بودم.
it was a stupider mistake to make in such a crucial moment.
در چنین لحظه حیاتی، انجام چنین اشتباهی احمقانه بود.
she thought his argument was incredibly stupider than hers.
او فکر کرد استدلال او به طرز باورنکردنی احمقانه تر از استدلال او بود.
the company's marketing strategy seemed stupider with each passing day.
استراتژی بازاریابی شرکت با گذشت هر روز، احمقانه تر به نظر می رسید.
he asked a stupider question that made everyone cringe.
او سوالی احمقانه پرسید که باعث شد همه از خجالت بیایند.
it was stupider than it initially appeared to be.
این از آنچه در ابتدا به نظر می رسید، احمقانه تر بود.
the whole situation seemed stupider the more i thought about it.
هرچه بیشتر در مورد آن فکر کردم، کل وضعیت احمقانه تر به نظر می رسید.
getting stupider
در حال احمقتر شدن
much stupider
خیلی احمقتر
stupider still
هنوز هم احمقتر
seems stupider
به نظر احمقتر میرسد
stupider than
از ... احمقتر
acting stupider
دارند احمقانه رفتار میکنند
stupider now
حالا احمقتر
stupider choices
انتخابهای احمقانه
stupider things
چیزهای احمقانه
stupider idea
ایده احمقانه
the test was surprisingly easy; i felt like the questions were stupider than i expected.
آزمون به طرز شگفت انگیزی آسان بود؛ احساس میکردم سوالات از آنچه انتظار داشتم، احمقانه تر بودند.
he made a stupider decision than anyone i've ever known.
او تصمیمی احمقانه تر از هر کسی که تا به حال میشناختم گرفت.
i can't believe how much stupider some people can be online.
باورم نمیشود برخی افراد به طور آنلاین چقدر میتوانند احمق باشند.
don't act stupider just to impress your friends; it's not cool.
فقط برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانتان احمقانه رفتار نکنید؛ اصلا خنک نیست.
the movie plot was so convoluted and stupider than anything i'd seen recently.
طرح فیلم بسیار پیچیده و احمقانه تر از هر چیزی بود که اخیراً دیده بودم.
it was a stupider mistake to make in such a crucial moment.
در چنین لحظه حیاتی، انجام چنین اشتباهی احمقانه بود.
she thought his argument was incredibly stupider than hers.
او فکر کرد استدلال او به طرز باورنکردنی احمقانه تر از استدلال او بود.
the company's marketing strategy seemed stupider with each passing day.
استراتژی بازاریابی شرکت با گذشت هر روز، احمقانه تر به نظر می رسید.
he asked a stupider question that made everyone cringe.
او سوالی احمقانه پرسید که باعث شد همه از خجالت بیایند.
it was stupider than it initially appeared to be.
این از آنچه در ابتدا به نظر می رسید، احمقانه تر بود.
the whole situation seemed stupider the more i thought about it.
هرچه بیشتر در مورد آن فکر کردم، کل وضعیت احمقانه تر به نظر می رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید