brainpans

[ایالات متحده]/breɪnˌpænˌz/
[بریتانیا]/braynˈpɑːnz/

ترجمه

n. جمجمه یا سر.

عبارات و ترکیب‌ها

brainpans work

کار کردن مغزبان‌ها

full brainpans

مغزبان‌های پر

sharp brainpans

مغزبان‌های تیز

big brainpans

مغزبان‌های بزرگ

small brainpans

مغزبان‌های کوچک

use brainpans

استفاده از مغزبان‌ها

brainpans ticking

تیک زدن مغزبان‌ها

empty brainpans

مغزبان‌های خالی

lost brainpans

مغزبان‌های گم‌شده

brainpans meet

دیدار مغزبان‌ها

جملات نمونه

brainpans are essential for understanding complex thoughts.

تشتک مغز برای درک افکار پیچیده ضروری هستند.

many scientists study brainpans to unlock human potential.

بسیاری از دانشمندان برای کشف پتانسیل انسان، تشتک مغز را مطالعه می‌کنند.

brainpans can process information at incredible speeds.

تشتک مغز می‌توانند اطلاعات را با سرعت‌های باورنکردنی پردازش کنند.

education plays a crucial role in developing our brainpans.

آموزش نقش مهمی در توسعه تشتک مغز ما ایفا می‌کند.

understanding brainpans helps in creating better learning environments.

درک تشتک مغز به ایجاد محیط‌های یادگیری بهتر کمک می‌کند.

brainpans are often compared to computers in their functionality.

تشتک مغز اغلب از نظر عملکرد با رایانه‌ها مقایسه می‌شوند.

research on brainpans can lead to breakthroughs in mental health.

تحقیقات در مورد تشتک مغز می‌تواند منجر به پیشرفت در سلامت روان شود.

brainpans exhibit remarkable adaptability to new information.

تشتک مغز انعطاف‌پذیری قابل توجهی در برابر اطلاعات جدید نشان می‌دهند.

creative thinking often stems from unique brainpan structures.

تفکر خلاق اغلب از ساختارهای منحصر به فرد تشتک مغز نشأت می‌گیرد.

protecting our brainpans is vital for lifelong learning.

محافظت از تشتک مغز ما برای یادگیری مادام‌العمر حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید