braisings hurt
درد تورفتگیها
braising pain
درد تورفتگی
braisings heal
تورفتگیها بهبود مییابند
braising time
زمان تورفتگی
severe braisings
تورفتگیهای شدید
braising food
غذاهای تورفتگی
fresh braisings
تورفتگیهای تازه
braising skills
مهارتهای تورفتگی
old braisings
تورفتگیهای قدیمی
braising dish
غذا با تورفتگی
she enjoys preparing different braisings for her family.
او از تهیه انواع بریانی برای خانوادهاش لذت میبرد.
slow braisings enhance the flavors of the meat.
بریانیهای آهسته طعم گوشت را افزایش میدهند.
he learned several braisings from his grandmother.
او چندین بریانی را از مادربزرگش یاد گرفت.
they experimented with various braisings for the dinner party.
آنها برای مهمانی شام با انواع بریانیها آزمایش کردند.
perfecting braisings takes time and patience.
کامل کردن بریانیها زمان و صبر میطلبد.
many cultures have their own unique braisings.
فرهنگهای زیادی بریانیهای منحصربهفرد خود را دارند.
she prefers braisings over grilling for tender meat.
او ترجیح میدهد بریانی را به جای گریل کردن برای گوشت لطیف بخورد.
cooking braisings can fill the kitchen with wonderful aromas.
پختن بریانی میتواند آشپزخانه را با عطر و بوی دلپذیر پر کند.
he shared his secret recipe for delicious braisings.
او دستور پخت مخفی خود برای بریانیهای خوشمزه را به اشتراک گذاشت.
she always adds herbs to her braisings for extra flavor.
او همیشه برای طعم بیشتر به بریانیهای خود گیاهان اضافه میکند.
braisings hurt
درد تورفتگیها
braising pain
درد تورفتگی
braisings heal
تورفتگیها بهبود مییابند
braising time
زمان تورفتگی
severe braisings
تورفتگیهای شدید
braising food
غذاهای تورفتگی
fresh braisings
تورفتگیهای تازه
braising skills
مهارتهای تورفتگی
old braisings
تورفتگیهای قدیمی
braising dish
غذا با تورفتگی
she enjoys preparing different braisings for her family.
او از تهیه انواع بریانی برای خانوادهاش لذت میبرد.
slow braisings enhance the flavors of the meat.
بریانیهای آهسته طعم گوشت را افزایش میدهند.
he learned several braisings from his grandmother.
او چندین بریانی را از مادربزرگش یاد گرفت.
they experimented with various braisings for the dinner party.
آنها برای مهمانی شام با انواع بریانیها آزمایش کردند.
perfecting braisings takes time and patience.
کامل کردن بریانیها زمان و صبر میطلبد.
many cultures have their own unique braisings.
فرهنگهای زیادی بریانیهای منحصربهفرد خود را دارند.
she prefers braisings over grilling for tender meat.
او ترجیح میدهد بریانی را به جای گریل کردن برای گوشت لطیف بخورد.
cooking braisings can fill the kitchen with wonderful aromas.
پختن بریانی میتواند آشپزخانه را با عطر و بوی دلپذیر پر کند.
he shared his secret recipe for delicious braisings.
او دستور پخت مخفی خود برای بریانیهای خوشمزه را به اشتراک گذاشت.
she always adds herbs to her braisings for extra flavor.
او همیشه برای طعم بیشتر به بریانیهای خود گیاهان اضافه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید