branflake

[ایالات متحده]/ˈbræn.fleɪk/
[بریتانیا]/ˈbræn.fleɪk/

ترجمه

n. یک مقطع پودر گندم که به عنوان یک غذای صبحانه استفاده می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

crispy branflakes

برانفلکس کرکری

eat branflakes

برانفلکس بخورید

branflake cereal

سیروال برانفلکس

soggy branflakes

برانفلکس خیسیده

sweetened branflakes

برانفلکس شیرین

branflake crumbs

قیفچه‌های برانفلکس

whole branflake

برانفلکس کامل

milk and branflakes

شیر و برانفلکس

crushed branflakes

برانفلکس شکسته

organic branflakes

برانفلکس ارگانیک

جملات نمونه

i had branflake cereal for breakfast this morning.

امروز صبح‌ناهار من غلات برف‌کف بود.

the branflake muffin was delicious with my coffee.

کیک برف‌کف با قهوه‌ام خوشمزه بود.

can you pass me the branflake box?

می‌توانی جعبه برف‌کف را به من بدهی؟

branflake pancakes are a healthy breakfast option.

پانکیک‌های برف‌کف یک گزینه سالم برای صبح‌ناهار هستند.

the branflake brand is known for its fiber content.

برند برف‌کف به دلیل میزان فیبرش معروف است.

i mixed branflake with yogurt for extra crunch.

من برف‌کف را با یوگورت ترکیب کردم تا خشک‌تر شود.

the bakery sells fresh branflake bread every morning.

بیکری هر صبح نان تازه برف‌کف می‌فروشند.

she recommended the branflake granola to me.

او به من گوهره برف‌کف را توصیه کرد.

branflake cookies taste great with milk.

کوکی‌های برف‌کف با شیر طعم خوبی دارند.

the children love eating branflake for snacks.

کودکان دوست دارند برف‌کف را به عنوان غذاهای جانبی بخورند.

i bought a new branflake recipe book yesterday.

من دیروز یک کتاب جدید وصف‌نامه برف‌کف خریدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید