brasher

[ایالات متحده]/ˈbræʃər/
[بریتانیا]/ˈbræsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر متکبر یا مطمئن از حد معمول؛ impulsive یا بی‌پروا؛ شکننده یا ظریف

عبارات و ترکیب‌ها

brasher than thou

از تو خشن‌تر

a brasher approach

رویکرد خشن‌تر

brasher salesman

بازاریاب خشن‌تر

brash and bolder

خشن و جسورتر

brasher than ever

خشن‌تر از همیشه

جملات نمونه

his brasher attitude often gets him into trouble.

حرف و عمل بی‌ادبانه او اغلب باعث ایجاد مشکل برایش می‌شود.

she has a brasher style that stands out in a crowd.

او سبکی جسورانه دارد که در میان جمعیت به چشم می‌آید.

being brasher can sometimes lead to misunderstandings.

گاهی اوقات جسور بودن می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

his brasher remarks often offend others.

اظهارات جسورانه او اغلب باعث ناراحتی دیگران می‌شود.

she prefers a brasher approach in negotiations.

او در مذاکرات ترجیح می‌دهد از روشی جسورانه استفاده کند.

the brasher students tend to dominate the discussions.

دانشجویان جسور معمولاً بحث‌ها را در دست می‌گیرند.

he became brasher after gaining confidence.

او پس از به دست آوردن اعتماد به نفس، جسورتر شد.

her brasher personality makes her a natural leader.

شخصیت جسورانه او باعث می‌شود یک رهبر طبیعی باشد.

being brasher can help in competitive environments.

جسور بودن می‌تواند در محیط‌های رقابتی کمک کند.

his brasher comments were meant to provoke a reaction.

اظهارات جسورانه او برای تحریک واکنش طراحی شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید