brassard

[ایالات متحده]/ˈbræs.ərd/
[بریتانیا]/ˈbræs.ər d/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازوبند تزئینی یا نمادین که بر روی بازوی بالا پوشیده می‌شود.
Word Forms
جمعbrassards

عبارات و ترکیب‌ها

brassard worn

worn brassard

brassard arm

brassard بازو

brassard blue

brassard آبی

brassard red

brassard قرمز

brassard name

نام brassard

brassard group

گروه brassard

brassard event

brassard رویداد

brassard symbol

نماد brassard

brassard design

طراحی brassard

brassard colors

رنگ‌های brassard

جملات نمونه

he wore a brassard to identify himself as a volunteer.

او برای شناسایی خود به عنوان داوطلب، بازجلدی پوشید.

the brassard indicated that she was part of the security team.

بازجلدی نشان می‌داد که او بخشی از تیم امنیتی است.

during the event, all staff members were required to wear a brassard.

در طول رویداد، همه کارکنان موظف به پوشیدن بازجلدی بودند.

the brassard was brightly colored for visibility.

بازجلدی به رنگ‌های روشن برای دید بهتر بود.

he adjusted his brassard before heading out to the field.

او قبل از رفتن به زمین، بازجلدی خود را تنظیم کرد.

they distributed brassards to volunteers at the entrance.

آنها بازجلدی‌ها را در ورودی بین داوطلبان توزیع کردند.

the brassard served as a badge of honor for the participants.

بازجلدی به عنوان نشان افتخار برای شرکت کنندگان عمل می‌کرد.

she proudly displayed her brassard during the parade.

او با افتخار بازجلدی خود را در رژه به نمایش گذاشت.

each brassard had a unique number for identification.

هر بازجلدی دارای یک شماره منحصر به فرد برای شناسایی بود.

he lost his brassard and had to get a replacement.

او بازجلدی خود را گم کرد و مجبور شد جایگزین بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید