bratticed

[ایالات متحده]/ˈbrætɪst/
[بریتانیا]/ˈbrætɪst/

ترجمه

adj. دارای نوارهای عمودی یا کارهای مشبک، به ویژه در یک دیوار یا پنجره.

عبارات و ترکیب‌ها

bratticed roof

سقف براτισ

bratticed walls

دیوارهای براτισ

bratticed fence

نرده براτισ

bratticed trellis

توری براτισ

bratticed design

طراحی براτισ

bratticed window

پنجره براτισ

bratticed pattern

الگوی براτισ

bratticed gate

درگاه براτισ

bratticed panel

صفحه براτισ

جملات نمونه

the old barn was bratticed to allow for better ventilation.

انبار قدیمی با ایجاد سوراخ‌هایی برای تهویه بهتر، براتیس شد.

they bratticed the windows to keep out the harsh winter winds.

آنها پنجره‌ها را برای جلوگیری از وزش بادهای زمستانی شدید، براتیس کردند.

bratticed walls can enhance the aesthetic appeal of a building.

دیوارهای براتیس می‌توانند جذابیت بصری یک ساختمان را افزایش دهند.

the designer chose to brattice the entryway for a unique look.

طراح تصمیم گرفت برای داشتن ظاهری منحصر به فرد، ورودی را براتیس کند.

bratticed structures are often seen in traditional architecture.

ساختارهای براتیس اغلب در معماری سنتی دیده می‌شوند.

we decided to brattice the garden fence for added privacy.

ما تصمیم گرفتیم برای افزایش حریم خصوصی، نرده‌های باغ را براتیس کنیم.

the artist used bratticed patterns in her latest mural.

هنرمند از الگوهای براتیس در آخرین نقاشی دیواری خود استفاده کرد.

bratticed designs can help regulate light in a room.

طرح‌های براتیس می‌توانند به تنظیم نور در یک اتاق کمک کنند.

the old windows were bratticed to keep the cold air out.

پنجره‌های قدیمی برای جلوگیری از ورود هوای سرد، براتیس شدند.

bratticed ceilings are a hallmark of vintage architecture.

سقف‌های براتیس، نشانه‌ای از معماری قدیمی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید