a bravura performance
اجرای جسورانه
bravura technique
تکنیک جسورانه
the show of bravura hid a guilty timidity.
نمایش جسارت، پنهان کردن ترس و ضعف بود.
This picture has a bravura of execution.
این تصویر دارای اجرای جسورانه است.
She performed a bravura piano solo at the concert.
او یک قطعه پیانو بداهه و جسورانه در کنسرت اجرا کرد.
The actor's bravura performance captivated the audience.
اجرای جسورانه بازیگر، مخاطبان را مجذوب خود کرد.
He delivered a bravura speech that inspired everyone in the room.
او یک سخنرانی جسورانه ایراد کرد که الهام بخش همه افراد حاضر در اتاق شد.
The chef's bravura culinary skills impressed the food critics.
مهارت آشپزی جسورانه سرآشپز، منتقدان غذا را تحت تاثیر قرار داد.
Her bravura singing voice filled the auditorium with emotion.
صدای خوانندگی جسورانه او، تالار را با احساسات پر کرد.
The artist's bravura brushstrokes brought the painting to life.
ضربات قلم مو جسورانه هنرمند، نقاشی را زنده کرد.
The gymnast's bravura performance earned her a gold medal.
اجرای جسورانه ژیمناست، مدال طلای او را به ارمتشان رساند.
The novelist's bravura storytelling kept readers on the edge of their seats.
داستان سرای جسورانه رمان نویس، خوانندگان را در لبه صندلی خود نگه داشت.
The pianist's bravura technique dazzled the audience.
تکنیک جسورانه پیانیست، مخاطبان را شگفت زده کرد.
The conductor led the orchestra with bravura and precision.
رهبر ارکستر، ارکستر را با جسارت و دقت هدایت کرد.
There is none of Kennedy's “by the end of the decade” bravura about the announcements from Beijing.
هیچکدام از جسارت و اعتماد به نفس «تا پایان دهه» کندی در مورد اعلامیههای پکن وجود ندارد.
منبع: The Economist - Comprehensive" I, therefore, cultivate an air of bravura." " You lead well, " Paul protested.
"من بنابراین، سعی میکنم حالتی از جسارت و اعتماد به نفس را نشان دهم." "شما خوب رهبری میکنید،" پل اعتراض کرد.
منبع: "Dune" audiobookWhile climbing the stairs to the inspector's dwelling, Nekhludoff heard the sounds of an intricate bravura played on the piano.
در حالی که نخلودف از پلهها به سمت خانه بازرس بالا میرفت، صدای یک اجرای پیچیده و جسورانه پیانو را شنید.
منبع: ResurrectionEven when no one is listening (or reading, or watching) , every outing is a bravura performance, because you as the creator are happy. Perhaps even ecstatic.
حتی زمانی که هیچکس گوش نمیدهد (یا نمیخواند یا تماشا نمیکند)، هر خروج یک اجرای جسورانه است، زیرا شما به عنوان خالق خوشحال هستید. شاید حتی بسیار هیجانزده.
منبع: Stephen King on Writing" So, I… ." " Mother has explained this to me." " Nothing wins more loyalty for a leader than an air of bravura, " the Duke said.
«پس من….» «مادر این را به من توضیح داده است.» «هیچ چیز وفاداری بیشتری برای یک رهبر از فضایی با جسارت و اعتماد به نفس به ارمغان نمیآورد،» دوک گفت.
منبع: "Dune" audiobookThose who prefer their espionage thrillers lean and taut may be put off by this hulking tome, but like the stories in Marius's bravura trilogy Your Face Tomorrow, Thomas Nevinson is a different kind of spy novel.
کسانی که ترجیح میدهند تریلرهای جاسوسیشان باریک و سفت و سخت باشند، ممکن است از این کتاب حجیم ناامید شوند، اما مانند داستانهای مجموعه جسورانهٔ ماریوس، «چهرهات فردا»، توماس نوینسون یک رمان جاسوسی متفاوت است.
منبع: The Economist Culturea bravura performance
اجرای جسورانه
bravura technique
تکنیک جسورانه
the show of bravura hid a guilty timidity.
نمایش جسارت، پنهان کردن ترس و ضعف بود.
This picture has a bravura of execution.
این تصویر دارای اجرای جسورانه است.
She performed a bravura piano solo at the concert.
او یک قطعه پیانو بداهه و جسورانه در کنسرت اجرا کرد.
The actor's bravura performance captivated the audience.
اجرای جسورانه بازیگر، مخاطبان را مجذوب خود کرد.
He delivered a bravura speech that inspired everyone in the room.
او یک سخنرانی جسورانه ایراد کرد که الهام بخش همه افراد حاضر در اتاق شد.
The chef's bravura culinary skills impressed the food critics.
مهارت آشپزی جسورانه سرآشپز، منتقدان غذا را تحت تاثیر قرار داد.
Her bravura singing voice filled the auditorium with emotion.
صدای خوانندگی جسورانه او، تالار را با احساسات پر کرد.
The artist's bravura brushstrokes brought the painting to life.
ضربات قلم مو جسورانه هنرمند، نقاشی را زنده کرد.
The gymnast's bravura performance earned her a gold medal.
اجرای جسورانه ژیمناست، مدال طلای او را به ارمتشان رساند.
The novelist's bravura storytelling kept readers on the edge of their seats.
داستان سرای جسورانه رمان نویس، خوانندگان را در لبه صندلی خود نگه داشت.
The pianist's bravura technique dazzled the audience.
تکنیک جسورانه پیانیست، مخاطبان را شگفت زده کرد.
The conductor led the orchestra with bravura and precision.
رهبر ارکستر، ارکستر را با جسارت و دقت هدایت کرد.
There is none of Kennedy's “by the end of the decade” bravura about the announcements from Beijing.
هیچکدام از جسارت و اعتماد به نفس «تا پایان دهه» کندی در مورد اعلامیههای پکن وجود ندارد.
منبع: The Economist - Comprehensive" I, therefore, cultivate an air of bravura." " You lead well, " Paul protested.
"من بنابراین، سعی میکنم حالتی از جسارت و اعتماد به نفس را نشان دهم." "شما خوب رهبری میکنید،" پل اعتراض کرد.
منبع: "Dune" audiobookWhile climbing the stairs to the inspector's dwelling, Nekhludoff heard the sounds of an intricate bravura played on the piano.
در حالی که نخلودف از پلهها به سمت خانه بازرس بالا میرفت، صدای یک اجرای پیچیده و جسورانه پیانو را شنید.
منبع: ResurrectionEven when no one is listening (or reading, or watching) , every outing is a bravura performance, because you as the creator are happy. Perhaps even ecstatic.
حتی زمانی که هیچکس گوش نمیدهد (یا نمیخواند یا تماشا نمیکند)، هر خروج یک اجرای جسورانه است، زیرا شما به عنوان خالق خوشحال هستید. شاید حتی بسیار هیجانزده.
منبع: Stephen King on Writing" So, I… ." " Mother has explained this to me." " Nothing wins more loyalty for a leader than an air of bravura, " the Duke said.
«پس من….» «مادر این را به من توضیح داده است.» «هیچ چیز وفاداری بیشتری برای یک رهبر از فضایی با جسارت و اعتماد به نفس به ارمغان نمیآورد،» دوک گفت.
منبع: "Dune" audiobookThose who prefer their espionage thrillers lean and taut may be put off by this hulking tome, but like the stories in Marius's bravura trilogy Your Face Tomorrow, Thomas Nevinson is a different kind of spy novel.
کسانی که ترجیح میدهند تریلرهای جاسوسیشان باریک و سفت و سخت باشند، ممکن است از این کتاب حجیم ناامید شوند، اما مانند داستانهای مجموعه جسورانهٔ ماریوس، «چهرهات فردا»، توماس نوینسون یک رمان جاسوسی متفاوت است.
منبع: The Economist Cultureلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید