breadfruit tree
درخت گیاه نان
eating breadfruit
خوردن گیاه نان
baked breadfruit
پечен گیاه نان
breadfruit bread
نان گیاه نان
ripe breadfruit
گیاه نان رسیده
grow breadfruit
رشد گیاه نان
breadfruit taste
طعم گیاه نان
breadfruit dish
غذای گیاه نان
fresh breadfruit
گیاه نان تازه
breadfruit pulp
پulp گیاه نان
we harvested a large crop of breadfruit this year.
ما این سال یک مزرعه زیادی از گیاه گویا دریافت کردیم.
she baked a delicious breadfruit bread for the potluck.
او یک نان گویا خوشمزه را برای جمعآوری غذا پخت.
breadfruit is a versatile ingredient in many tropical cuisines.
گویا یک ماده اولیه چندکاربرد در بسیاری از آشپزیهای گرمسیری است.
the breadfruit tree provides shade and nutritious food.
درخت گویا سایه و غذای مغذی را فراهم میکند.
he grilled the breadfruit and served it with coconut rice.
او گویا را روی گریل گذاشت و آن را با برنج گوزنی همراه داد.
breadfruit chips are a popular snack in southeast asia.
چیپس گویا در جنوب شرق آسیا یک پفه محبوب است.
she compared the texture of breadfruit to that of potatoes.
او بافت گویا را با بافت سیب زمینی مقایسه کرد.
the farmers are experimenting with different breadfruit varieties.
کشاورزان با انواع مختلف گویا آزمایش میکنند.
we enjoyed a hearty breadfruit stew for dinner last night.
ما شب گذشته یک سوپ گویا گرم را به عنوان غذای شب لذت بردیم.
breadfruit pulp can be used to make flour and smoothies.
مغز گویا میتواند برای تهیه دوغ و خمیر استفاده شود.
the breadfruit season typically runs from july to september.
فصل گویا معمولاً از ژوئیه تا سپتامبر ادامه مییابد.
she carefully selected ripe breadfruit from the tree.
او با دقت گویاهای رسیده را از درخت انتخاب کرد.
breadfruit tree
درخت گیاه نان
eating breadfruit
خوردن گیاه نان
baked breadfruit
پечен گیاه نان
breadfruit bread
نان گیاه نان
ripe breadfruit
گیاه نان رسیده
grow breadfruit
رشد گیاه نان
breadfruit taste
طعم گیاه نان
breadfruit dish
غذای گیاه نان
fresh breadfruit
گیاه نان تازه
breadfruit pulp
پulp گیاه نان
we harvested a large crop of breadfruit this year.
ما این سال یک مزرعه زیادی از گیاه گویا دریافت کردیم.
she baked a delicious breadfruit bread for the potluck.
او یک نان گویا خوشمزه را برای جمعآوری غذا پخت.
breadfruit is a versatile ingredient in many tropical cuisines.
گویا یک ماده اولیه چندکاربرد در بسیاری از آشپزیهای گرمسیری است.
the breadfruit tree provides shade and nutritious food.
درخت گویا سایه و غذای مغذی را فراهم میکند.
he grilled the breadfruit and served it with coconut rice.
او گویا را روی گریل گذاشت و آن را با برنج گوزنی همراه داد.
breadfruit chips are a popular snack in southeast asia.
چیپس گویا در جنوب شرق آسیا یک پفه محبوب است.
she compared the texture of breadfruit to that of potatoes.
او بافت گویا را با بافت سیب زمینی مقایسه کرد.
the farmers are experimenting with different breadfruit varieties.
کشاورزان با انواع مختلف گویا آزمایش میکنند.
we enjoyed a hearty breadfruit stew for dinner last night.
ما شب گذشته یک سوپ گویا گرم را به عنوان غذای شب لذت بردیم.
breadfruit pulp can be used to make flour and smoothies.
مغز گویا میتواند برای تهیه دوغ و خمیر استفاده شود.
the breadfruit season typically runs from july to september.
فصل گویا معمولاً از ژوئیه تا سپتامبر ادامه مییابد.
she carefully selected ripe breadfruit from the tree.
او با دقت گویاهای رسیده را از درخت انتخاب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید