breakdowns

[ایالات متحده]/ˈbreɪkˌdaʊnz/
[بریتانیا]/ˈbrɛkˌdaʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت ناتوانی یا توقف در کارکرد صحیح؛ یک فروپاشی یا deteriorate.؛ یک breakdown از چیزی، مانند یک ماشین یا سیستم، به اجزای اساسی آن.

عبارات و ترکیب‌ها

communication breakdowns

قطعی ارتباط

system breakdowns

قطعی سیستم

mental breakdowns

آشفتگی روانی

work breakdowns

قطعی کار

stress breakdowns

قطعی ناشی از استرس

physical breakdowns

قطعی فیزیکی

breakdowns occur

قطعی رخ می‌دهد

avoid breakdowns

از قطعی جلوگیری کنید

analyze breakdowns

قطعی را تجزیه و تحلیل کنید

handle breakdowns

قطعی را مدیریت کنید

جملات نمونه

there were several breakdowns during the project.

چندین مورد خرابی در طول پروژه وجود داشت.

we need to analyze the breakdowns in our communication.

ما نیاز داریم تا خرابی ها در ارتباطات خود را تجزیه و تحلیل کنیم.

breakdowns in machinery can lead to production delays.

خرابی در ماشین آلات می تواند منجر به تاخیر در تولید شود.

the report highlighted the breakdowns in the system.

گزارش، خرابی های سیستم را برجسته کرد.

frequent breakdowns can be costly for the company.

خرابی های مکرر می تواند برای شرکت پرهزینه باشد.

we must address the breakdowns in teamwork.

ما باید به خرابی های کار گروهی رسیدگی کنیم.

breakdowns in trust can damage relationships.

خرابی در اعتماد می تواند به روابط آسیب برساند.

there were unexpected breakdowns in the software.

خرابی های غیرمنتظره در نرم افزار وجود داشت.

breakdowns in the supply chain affected delivery times.

خرابی در زنجیره تامین زمان تحویل را تحت تأثیر قرار داد.

we should prepare for possible breakdowns in communication.

ما باید برای خرابی های احتمالی در ارتباطات آماده شویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید