the early breakfaster catches the worm.
کسی که زود صبح ناهار میکند، کرم را میگیرد.
every breakfaster knows that breakfast is the most important meal.
همهی ناهارخوران میدانند که ناهار مهمترین وعدهی غذایی است.
she's a dedicated breakfaster who never skips breakfast.
او یک ناهارخور وفادار است که هرگز ناهار را نمیخورد.
the restaurant caters to every hungry breakfaster.
این رستوران به هر ناهارخور گرسنهای خدمت میکند.
a happy breakfaster starts the day right.
یک ناهارخور خوشحال روز را به درستی شروع میکند.
the breakfaster enjoyed his morning coffee with eggs.
ناهارخور کافیی صبح را با تخممرغهایش لذت برد.
are you a breakfast eater or a breakfaster on the go?
شما یک ناهارخور هستید یا یک ناهارخور در حال حرکت؟
the breakfaster recommended the pancakes.
ناهارخور پانکیکها را توصیه کرد.
this café is popular among local breakfasters.
این کافه در میان ناهارخوران محلی محبوب است.
the breakfaster smiled at the aroma of fresh baked goods.
ناهارخور به بوی محصولات پختهشدهی تازهای لبخند زد.
my neighbor is a habitual breakfaster at six in the morning.
همسایهی من در ساعت شش صبح به طور معمول ناهار میخورد.
the breakfaster read the newspaper while eating.
ناهارخور در حال خواندن روزنامهی در حال غذا خوردن بود.
the early breakfaster catches the worm.
کسی که زود صبح ناهار میکند، کرم را میگیرد.
every breakfaster knows that breakfast is the most important meal.
همهی ناهارخوران میدانند که ناهار مهمترین وعدهی غذایی است.
she's a dedicated breakfaster who never skips breakfast.
او یک ناهارخور وفادار است که هرگز ناهار را نمیخورد.
the restaurant caters to every hungry breakfaster.
این رستوران به هر ناهارخور گرسنهای خدمت میکند.
a happy breakfaster starts the day right.
یک ناهارخور خوشحال روز را به درستی شروع میکند.
the breakfaster enjoyed his morning coffee with eggs.
ناهارخور کافیی صبح را با تخممرغهایش لذت برد.
are you a breakfast eater or a breakfaster on the go?
شما یک ناهارخور هستید یا یک ناهارخور در حال حرکت؟
the breakfaster recommended the pancakes.
ناهارخور پانکیکها را توصیه کرد.
this café is popular among local breakfasters.
این کافه در میان ناهارخوران محلی محبوب است.
the breakfaster smiled at the aroma of fresh baked goods.
ناهارخور به بوی محصولات پختهشدهی تازهای لبخند زد.
my neighbor is a habitual breakfaster at six in the morning.
همسایهی من در ساعت شش صبح به طور معمول ناهار میخورد.
the breakfaster read the newspaper while eating.
ناهارخور در حال خواندن روزنامهی در حال غذا خوردن بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید