breaming fish
ماهی پرجنبوجوش
breaming season
فصل پرجنبوجوش
breaming stream
جریان پرجنبوجوش
breaming lake
دریاچه پرجنبوجوش
breaming shoal
گله پرجنبوجوش
breaming action
عمل پرجنبوجوش
breaming journey
سفر پرجنبوجوش
breaming instinct
غریزه پرجنبوجوش
breaming depth
عمق پرجنبوجوش
she was breaming with excitement before her birthday party.
او با هیجان قبل از مهمانی تولدش برق می زد.
the children were breaming with joy after receiving their gifts.
کودکان پس از دریافت هدایایشان با شادی برق می زدند.
he walked into the room breaming with confidence.
او با اعتماد به نفس وارد اتاق شد.
after the good news, she was breaming with happiness.
پس از دریافت خبر خوب، او با خوشحالی برق می زد.
the garden was breaming with colorful flowers in spring.
باغ در بهار با گل های رنگارنگ می درخشید.
he was breaming with ideas during the brainstorming session.
او در طول جلسه بارش ایده ها با ایده ها می درخشید.
the festival was breaming with energy and excitement.
جشنواره مملو از انرژی و هیجان بود.
she entered the competition breaming with determination.
او با عزمی راسخ وارد مسابقه شد.
the team was breaming with enthusiasm after their victory.
تیم پس از پیروزی خود با اشتیاق می درخشید.
the city was breaming with life during the festival.
شهر در طول جشنواره مملو از زندگی بود.
breaming fish
ماهی پرجنبوجوش
breaming season
فصل پرجنبوجوش
breaming stream
جریان پرجنبوجوش
breaming lake
دریاچه پرجنبوجوش
breaming shoal
گله پرجنبوجوش
breaming action
عمل پرجنبوجوش
breaming journey
سفر پرجنبوجوش
breaming instinct
غریزه پرجنبوجوش
breaming depth
عمق پرجنبوجوش
she was breaming with excitement before her birthday party.
او با هیجان قبل از مهمانی تولدش برق می زد.
the children were breaming with joy after receiving their gifts.
کودکان پس از دریافت هدایایشان با شادی برق می زدند.
he walked into the room breaming with confidence.
او با اعتماد به نفس وارد اتاق شد.
after the good news, she was breaming with happiness.
پس از دریافت خبر خوب، او با خوشحالی برق می زد.
the garden was breaming with colorful flowers in spring.
باغ در بهار با گل های رنگارنگ می درخشید.
he was breaming with ideas during the brainstorming session.
او در طول جلسه بارش ایده ها با ایده ها می درخشید.
the festival was breaming with energy and excitement.
جشنواره مملو از انرژی و هیجان بود.
she entered the competition breaming with determination.
او با عزمی راسخ وارد مسابقه شد.
the team was breaming with enthusiasm after their victory.
تیم پس از پیروزی خود با اشتیاق می درخشید.
the city was breaming with life during the festival.
شهر در طول جشنواره مملو از زندگی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید