breaming

[ایالات متحده]/briːmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbriːmɪŋ/

ترجمه

v. زیر کشتی را با گرم کردن و خراشیدن تمیز کردن
n. عمل تمیز کردن زیر کشتی با گرم کردن و خراشیدن آن؛ نوعی ماهی آب شیرین متعلق به جنس Abramis (که به عنوان bream نیز شناخته می‌شود)؛ یک نام خانوادگی (که همچنین به صورت Bream نوشته می‌شود)

عبارات و ترکیب‌ها

breaming fish

ماهی پرجنب‌وجوش

breaming season

فصل پرجنب‌وجوش

breaming stream

جریان پرجنب‌وجوش

breaming lake

دریاچه پرجنب‌وجوش

breaming shoal

گله پرجنب‌وجوش

breaming action

عمل پرجنب‌وجوش

breaming journey

سفر پرجنب‌وجوش

breaming instinct

غریزه پرجنب‌وجوش

breaming depth

عمق پرجنب‌وجوش

جملات نمونه

she was breaming with excitement before her birthday party.

او با هیجان قبل از مهمانی تولدش برق می زد.

the children were breaming with joy after receiving their gifts.

کودکان پس از دریافت هدایایشان با شادی برق می زدند.

he walked into the room breaming with confidence.

او با اعتماد به نفس وارد اتاق شد.

after the good news, she was breaming with happiness.

پس از دریافت خبر خوب، او با خوشحالی برق می زد.

the garden was breaming with colorful flowers in spring.

باغ در بهار با گل های رنگارنگ می درخشید.

he was breaming with ideas during the brainstorming session.

او در طول جلسه بارش ایده ها با ایده ها می درخشید.

the festival was breaming with energy and excitement.

جشنواره مملو از انرژی و هیجان بود.

she entered the competition breaming with determination.

او با عزمی راسخ وارد مسابقه شد.

the team was breaming with enthusiasm after their victory.

تیم پس از پیروزی خود با اشتیاق می درخشید.

the city was breaming with life during the festival.

شهر در طول جشنواره مملو از زندگی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید