bribable official
مقامات قابل رشوه
bribable judge
قاضی قابل رشوه
bribable system
سیستم قابل رشوه
bribable politician
سیاستمدار قابل رشوه
bribable police
نیروی انتظامی قابل رشوه
bribable employee
کارمند قابل رشوه
in some countries, officials are often seen as bribable.
در برخی کشورها، مقامات اغلب به عنوان قابل رشوه دیده می شوند.
the bribable nature of certain politicians raises concerns.
طبیعت قابل رشوه برخی از سیاستمداران نگرانی ایجاد می کند.
many believe that the bribable mindset is prevalent in business.
بسیاری معتقدند که ذهنیت قابل رشوه در کسب و کار رایج است.
he was accused of being bribable during the investigation.
او به دلیل رشوه گیری در طول تحقیقات متهم شد.
bribable individuals can undermine the integrity of the system.
افراد قابل رشوه می توانند یکپارچگی سیستم را تضعیف کنند.
the report highlighted the bribable officials in the region.
گزارش، مقامات قابل رشوه در منطقه را برجسته کرد.
she warned that a bribable workforce can lead to corruption.
او هشدار داد که نیروی کار قابل رشوه می تواند منجر به فساد شود.
it is essential to address the issue of bribable agents.
برای رسیدگی به مسئله عوامل قابل رشوه ضروری است.
bribable practices can damage public trust in institutions.
روش های رشوه گیری می تواند اعتماد عمومی به نهادها را خدشه دار کند.
the investigation revealed a network of bribable officials.
تحقیقات یک شبکه از مقامات قابل رشوه را نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید