bribable

[ایالات متحده]/ˈbrɪbəbl/
[بریتانیا]/ˈbrɪbəbəl/

ترجمه

adj. قادر به رشوه‌خواری; مستعد به رشوه‌خواری

عبارات و ترکیب‌ها

bribable official

مقامات قابل رشوه

bribable judge

قاضی قابل رشوه

bribable system

سیستم قابل رشوه

bribable politician

سیاستمدار قابل رشوه

bribable police

نیروی انتظامی قابل رشوه

bribable employee

کارمند قابل رشوه

جملات نمونه

in some countries, officials are often seen as bribable.

در برخی کشورها، مقامات اغلب به عنوان قابل رشوه دیده می شوند.

the bribable nature of certain politicians raises concerns.

طبیعت قابل رشوه برخی از سیاستمداران نگرانی ایجاد می کند.

many believe that the bribable mindset is prevalent in business.

بسیاری معتقدند که ذهنیت قابل رشوه در کسب و کار رایج است.

he was accused of being bribable during the investigation.

او به دلیل رشوه گیری در طول تحقیقات متهم شد.

bribable individuals can undermine the integrity of the system.

افراد قابل رشوه می توانند یکپارچگی سیستم را تضعیف کنند.

the report highlighted the bribable officials in the region.

گزارش، مقامات قابل رشوه در منطقه را برجسته کرد.

she warned that a bribable workforce can lead to corruption.

او هشدار داد که نیروی کار قابل رشوه می تواند منجر به فساد شود.

it is essential to address the issue of bribable agents.

برای رسیدگی به مسئله عوامل قابل رشوه ضروری است.

bribable practices can damage public trust in institutions.

روش های رشوه گیری می تواند اعتماد عمومی به نهادها را خدشه دار کند.

the investigation revealed a network of bribable officials.

تحقیقات یک شبکه از مقامات قابل رشوه را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید