briquette

[ایالات متحده]/brɪˈkɛt/
[بریتانیا]/brəˈkɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بلوک فشرده سوخت، معمولاً زغال سنگ یا بیومس؛ یک توده فشرده از ماده، مانند تکه‌ای از خاک رس یا ترکیب قالب‌گیری.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

briquette maker

سازنده بی‎کیت

briquette fuel

سوخت بی‎کیت

coal briquette

بی‎کیت زغال سنگ

briquette press

پرس بی‎کیت

wood briquette

بی‎کیت چوب

جملات نمونه

we used a briquette for our barbecue last night.

ما برای باربکیوی دیشب از یک زغال فشرده استفاده کردیم.

he prefers using briquettes over charcoal for grilling.

او ترجیح می دهد برای گریل کردن از زغال فشرده به جای زغال چوب استفاده کند.

briquettes provide a steady heat for cooking.

زغال فشرده گرما ثابتی برای پخت و پز فراهم می کند.

make sure to store briquettes in a dry place.

مطمئن شوید زغال فشرده را در یک مکان خشک نگهداری می کنید.

they sell briquettes at the local hardware store.

آنها زغال فشرده را در فروشگاه ابزار محلی می فروشند.

using briquettes can enhance the flavor of grilled food.

استفاده از زغال فشرده می تواند طعم غذاهای گریل شده را افزایش دهد.

she bought a bag of briquettes for the camping trip.

او یک کیسه زغال فشرده برای سفر کمپینگ خرید.

he lit the briquettes to start the fire for the evening.

او زغال فشرده را روشن کرد تا آتش را برای شب شروع کند.

briquettes are often used in outdoor cooking.

زغال فشرده اغلب در آشپزی فضای باز استفاده می شود.

we need to buy more briquettes before the weekend.

ما باید قبل از آخر هفته زغال فشرده بیشتری بخریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید