brocading

[ایالات متحده]/ˈbrɒkədɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbrɑːkədɪŋ/

ترجمه

v. به بافتن ترمه بر روی یک پارچه؛ ایجاد الگوهای برجسته بر روی یک پارچه با استفاده از نخ‌های اضافی تار.

عبارات و ترکیب‌ها

brocading detail

جزئیات گلدوزی برجسته

gold brocading thread

نخ گلدوزی برجسته طلایی

brocading technique

تکنیک گلدوزی برجسته

embroidered brocading

گلدوزی برجسته

brocading design

طرح گلدوزی برجسته

silk brocading fabric

پارچه گلدوزی برجسته ابریشمی

brocading effect

اثر گلدوزی برجسته

floral brocading

گلدوزی برجسته گلدار

brocading pattern

الگوی گلدوزی برجسته

جملات نمونه

the artist is known for brocading intricate patterns on fabric.

هنرمند به دلیل برجسته‌نمایی الگوهای پیچیده روی پارچه شناخته شده است.

she spent hours brocading the wedding gown with gold thread.

او ساعت‌ها وقت صرف برجسته‌نمایی لباس عروس با نخ طلایی کرد.

the brocading technique adds a luxurious touch to the upholstery.

تکنیک برجسته‌نمایی ظاهری لوکس به روکش می‌دهد.

he learned the art of brocading from his grandmother.

او هنر برجسته‌نمایی را از مادربزرگش یاد گرفت.

the festival showcased traditional brocading techniques.

جشنواره تکنیک‌های سنتی برجسته‌نمایی را به نمایش گذاشت.

she admired the brocading on the ancient tapestries.

او طرح‌های برجسته‌نمایی روی گوب فرش‌های باستانی را تحسین کرد.

his passion for brocading led him to start a small business.

اشتیاق او به برجسته‌نمایی باعث شد کسب و کار کوچکی راه‌اندازی کند.

the brocading on the curtains was beautifully done.

طرح‌های برجسته‌نمایی روی پرده‌ها به زیبایی انجام شده بود.

they decided to incorporate brocading into their fashion line.

آنها تصمیم گرفتند برجسته‌نمایی را در خط تولید مد خود بگنجانند.

learning brocading requires patience and practice.

یادگیری برجسته‌نمایی نیاز به صبر و تمرین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید