broils

[ایالات متحده]/braɪlz/
[بریتانیا]/braɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. غذا را بر روی حرارت مستقیم پختن؛ در یک بحث یا مجادله گرم یا ناآرام شدن؛ باعث بی نظمی یا سردرگمی شدن؛ بر روی حرارت مستقیم پخته شدن

عبارات و ترکیب‌ها

broils over

جنجال‌ها ادامه دارد

broil in anger

خشمگین شدن

broils continue

جنگ‌ها ادامه دارد

broil with rage

با خشم بجنگید

broils subside

جنگ‌ها فروکش می‌کند

جملات نمونه

the chef broils the steak to perfection.

سرآشپز استیک را به کمال می‌پزد.

she broils vegetables for a healthy dinner.

او سبزیجات را برای یک شام سالم می‌پزد.

he often broils fish on the weekends.

او اغلب در آخر هفته ماهی را می‌پزد.

the restaurant broils chicken to keep it juicy.

رستوران مرغ را می‌پزد تا آبدار بماند.

they broil the salmon with a honey glaze.

آنها ماهی سالمون را با یک لعاب عسل می‌پزند.

broiling is a quick way to prepare meals.

سرخ کردن یک راه سریع برای تهیه غذا است.

she loves to broil her favorite seafood dishes.

او عاشق سرخ کردن غذاهای دریایی مورد علاقه خود است.

he broils the burgers for a backyard barbecue.

او همبرگرها را برای باربکیوی حیاط پشتی می‌پزد.

broiling can enhance the flavors of the food.

سرخ کردن می‌تواند طعم غذا را افزایش دهد.

the recipe calls for broiling the meat.

دستور غذا می‌گوید گوشت را باید سرخ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید