bakes

[ایالات متحده]/beɪks/
[بریتانیا]/beɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را در فر یا روی آتش پختن؛ غذا را با پختن درست کردن؛ از قرار گرفتن در معرض گرما بسیار داغ یا خشک شدن

جملات نمونه

she bakes delicious cookies every weekend.

او آخر هفته‌ها کوکی‌های خوشمزه می‌پزد.

he bakes a cake for his friend's birthday.

او برای تولد دوستش کیک می‌پزد.

my grandmother bakes bread from scratch.

مادربزرگم نان را از ابتدا می‌پزد.

they bakes pies using fresh fruit from the market.

آنها پای با استفاده از میوه‌های تازه از بازار می‌پزند.

she bakes muffins that are very popular at school.

او مافین می‌پزد که در مدرسه بسیار محبوب هستند.

he bakes a variety of pastries for the café.

او انواع شیرینی را برای کافه می‌پزد.

every sunday, she bakes a loaf of sourdough.

هر یکشنبه، او یک پیوند نان سنگدوغ می‌پزد.

my mom bakes brownies that everyone loves.

مامانم براونی می‌پزد که همه آن را دوست دارند.

he bakes pizzas with different toppings.

او پیتزا با مواد مختلف می‌پزد.

she bakes holiday treats for her family.

او شیرینی‌های تعطیلات را برای خانواده‌اش می‌پزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید