broma

[ایالات متحده]/ˈbrəʊmɑː/
[بریتانیا]/ˈbroʊmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی دانه کاکائو بدون چربی؛ هر غذای جامدی که جویده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

broma dose

دوز بروما

broma salt

نمک بروما

bromide broma

برومید بروما

in broma

در بروما

broma water

آب بروما

use broma

استفاده از بروما

add broma

اضافه کردن بروما

broma form

فرم بروما

جملات نمونه

that was a funny broma!

آن یک شوخی بامزه بود!

he always plays broma on his friends.

او همیشه برای دوستانش شوخی می‌کند.

don't take it seriously; it was just a broma.

جدی نگیرید؛ فقط یک شوخی بود.

she has a great sense of humor and loves to tell broma.

او حس شوخ طبعی خوبی دارد و دوست دارد شوخی کند.

they laughed at his broma during the meeting.

آنها در طول جلسه به شوخی او خندیدند.

making a broma can lighten the mood.

گفتن یک شوخی می‌تواند حال و هوا را بهتر کند.

he didn't mean to offend; it was just a broma.

قصد توهین نداشت؛ فقط یک شوخی بود.

she told a hilarious broma that made everyone laugh.

او یک شوخی خنده‌دار گفت که باعث شد همه بخندند.

his broma fell flat in the serious meeting.

شوخی او در جلسه جدی بی‌اثر بود.

they often share broma to bond with each other.

آنها اغلب شوخی می‌کنند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید