broma dose
دوز بروما
broma salt
نمک بروما
bromide broma
برومید بروما
in broma
در بروما
broma water
آب بروما
use broma
استفاده از بروما
add broma
اضافه کردن بروما
broma form
فرم بروما
that was a funny broma!
آن یک شوخی بامزه بود!
he always plays broma on his friends.
او همیشه برای دوستانش شوخی میکند.
don't take it seriously; it was just a broma.
جدی نگیرید؛ فقط یک شوخی بود.
she has a great sense of humor and loves to tell broma.
او حس شوخ طبعی خوبی دارد و دوست دارد شوخی کند.
they laughed at his broma during the meeting.
آنها در طول جلسه به شوخی او خندیدند.
making a broma can lighten the mood.
گفتن یک شوخی میتواند حال و هوا را بهتر کند.
he didn't mean to offend; it was just a broma.
قصد توهین نداشت؛ فقط یک شوخی بود.
she told a hilarious broma that made everyone laugh.
او یک شوخی خندهدار گفت که باعث شد همه بخندند.
his broma fell flat in the serious meeting.
شوخی او در جلسه جدی بیاثر بود.
they often share broma to bond with each other.
آنها اغلب شوخی میکنند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید