brominates

[ایالات متحده]/ˈbrəʊmɪneɪts/
[بریتانیا]/ˈbroʊmɪˌn eɪts/

ترجمه

vبامنی یا برومید درمان کردن، برومینه کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

brominates water

آب را برم می‌کند

brominates organic

مواد آلی را برم می‌کند

brominates solution

محلول را برم می‌کند

brominates plastics

پلاستیک‌ها را برم می‌کند

brominates surfaces

سطوح را برم می‌کند

brominates materials

مواد را برم می‌کند

جملات نمونه

the chemical process brominates the organic compound.

فرآیند شیمیایی ترکیب آلی را برمینه می کند.

researchers found that brominates can enhance the stability of the product.

محققان دریافتند که برمینه می تواند پایداری محصول را افزایش دهد.

this method effectively brominates the aromatic rings.

این روش به طور موثر حلقه های آروماتیک را برمینه می کند.

the lab technician brominates the sample before analysis.

تکنسین آزمایشگاه نمونه را قبل از تجزیه و تحلیل برمینه می کند.

adding bromine to the solution brominates the reactants.

افزودن برم به محلول، واکنشگرها را برمینه می کند.

they developed a new technique that brominates at room temperature.

آنها یک تکنیک جدید توسعه دادند که در دمای اتاق برمینه می کند.

it is important to control the conditions when brominates.

هنگامی که برمینه می کنید، کنترل شرایط مهم است.

the process brominates the hydrocarbons efficiently.

این فرآیند هیدروکربن ها را به طور موثر برمینه می کند.

she observed how the reaction brominates the dye.

او مشاهده کرد که واکنش چگونه رنگ را برمینه می کند.

industrial applications often require brominates of various compounds.

کاربردهای صنعتی اغلب به برمینه ترکیبات مختلف نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید