brownness

[ایالات متحده]/braʊnəs/
[بریتانیا]/braun-nes/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت قهوه‌ای بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

brownness of soil

قهوه‌ای بودن خاک

brownness of hair

قهوه‌ای بودن مو

brownness in nature

قهوه‌ای بودن در طبیعت

brownness of eyes

قهوه‌ای بودن چشم

rich brownness

قهوه‌ای غنی

deep brownness

قهوه‌ای عمیق

brownness of chocolate

قهوه‌ای بودن شکلات

brownness of wood

قهوه‌ای بودن چوب

golden brownness

قهوه‌ای طلایی

faded brownness

قهوه‌ای کمرنگ

جملات نمونه

the brownness of the soil indicates its richness.

قهوه‌ای بودن خاک نشان‌دهنده غنای آن است.

she admired the brownness of the autumn leaves.

او به قهوه‌ای بودن برگ‌های پاییزی خیره شد.

the brownness of the bread shows it is well toasted.

قهوه‌ای بودن نان نشان می‌دهد که خوب تست شده است.

the artist captured the brownness of the landscape beautifully.

هنرمند به زیبایی قهوه‌ای بودن منظره را به تصویر کشید.

brownness can be a sign of aging in certain materials.

قهوه‌ای شدن می‌تواند نشانه‌ای از کهولت در برخی مواد باشد.

the brownness of the chocolate made it irresistible.

قهوه‌ای بودن شکلات آن را غیرقابل مقاومت کرد.

he preferred the brownness of the leather for his new jacket.

او ترجیح می‌داد قهوه‌ای بودن چرم را برای کاپشن جدیدش.

the brownness of the coffee indicated its strong flavor.

قهوه‌ای بودن قهوه نشان‌دهنده طعم قوی آن بود.

she painted her room in shades of brownness to create warmth.

او اتاقش را با رنگ‌های قهوه‌ای رنگ کرد تا گرما ایجاد کند.

the brownness of the fur made it look luxurious.

قهوه‌ای بودن خز آن را لوکس نشان می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید