browsable catalog
فهرست قابل مرور
browsable content
محتوای قابل مرور
browsable website
وبسایت قابل مرور
the online store offers a browsable catalog of products.
فروشگاه اینترنتی، مجموعهای قابل مرور از محصولات را ارائه میدهد.
our website has a browsable database of scientific articles.
وبسایت ما دارای یک پایگاه داده قابل مرور از مقالات علمی است.
the archive contains a browsable collection of historical documents.
بایگانی شامل مجموعهای قابل مرور از اسناد تاریخی است.
we developed a browsable interface for accessing client data.
ما یک رابط کاربری قابل مرور برای دسترسی به دادههای مشتری توسعه دادیم.
the app features a browsable list of recommended restaurants.
برنامه دارای لیستی قابل مرور از رستورانهای پیشنهادی است.
a browsable map allows users to explore different locations.
یک نقشه قابل مرور به کاربران اجازه میدهد مکانهای مختلف را کشف کنند.
the site provides a browsable directory of local businesses.
وبسایت یک فهرست قابل مرور از کسب و کارهای محلی ارائه میدهد.
the report includes a browsable index for easy navigation.
گزارش شامل یک فهرست قابل مرور برای پیمایش آسان است.
the interactive timeline is entirely browsable and searchable.
خط زمانی تعاملی کاملاً قابل مرور و جستجو است.
it's a browsable platform for sharing user-generated content.
این یک پلتفرم قابل مرور برای به اشتراک گذاری محتوای تولید شده توسط کاربر است.
the new system boasts a more user-friendly, browsable layout.
سیستم جدید دارای یک طرحبندی کاربرپسندتر و قابل مرور است.
browsable catalog
فهرست قابل مرور
browsable content
محتوای قابل مرور
browsable website
وبسایت قابل مرور
the online store offers a browsable catalog of products.
فروشگاه اینترنتی، مجموعهای قابل مرور از محصولات را ارائه میدهد.
our website has a browsable database of scientific articles.
وبسایت ما دارای یک پایگاه داده قابل مرور از مقالات علمی است.
the archive contains a browsable collection of historical documents.
بایگانی شامل مجموعهای قابل مرور از اسناد تاریخی است.
we developed a browsable interface for accessing client data.
ما یک رابط کاربری قابل مرور برای دسترسی به دادههای مشتری توسعه دادیم.
the app features a browsable list of recommended restaurants.
برنامه دارای لیستی قابل مرور از رستورانهای پیشنهادی است.
a browsable map allows users to explore different locations.
یک نقشه قابل مرور به کاربران اجازه میدهد مکانهای مختلف را کشف کنند.
the site provides a browsable directory of local businesses.
وبسایت یک فهرست قابل مرور از کسب و کارهای محلی ارائه میدهد.
the report includes a browsable index for easy navigation.
گزارش شامل یک فهرست قابل مرور برای پیمایش آسان است.
the interactive timeline is entirely browsable and searchable.
خط زمانی تعاملی کاملاً قابل مرور و جستجو است.
it's a browsable platform for sharing user-generated content.
این یک پلتفرم قابل مرور برای به اشتراک گذاری محتوای تولید شده توسط کاربر است.
the new system boasts a more user-friendly, browsable layout.
سیستم جدید دارای یک طرحبندی کاربرپسندتر و قابل مرور است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید