clickable

[ایالات متحده]/ˈklɪkəbl/
[بریتانیا]/ˈklɪkəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل کلیک شدن

عبارات و ترکیب‌ها

clickable link

لینک قابل کلیک

clickable button

دکمه قابل کلیک

clickable image

تصویر قابل کلیک

clickable area

ناحیه قابل کلیک

clickable text

متن قابل کلیک

clickable menu

منوی قابل کلیک

clickable item

آیتم قابل کلیک

clickable object

شیء قابل کلیک

clickable feature

ویژگی قابل کلیک

clickable element

عنصر قابل کلیک

جملات نمونه

the button is clickable for more options.

دکمه برای انتخاب گزینه‌های بیشتر قابل کلیک است.

make sure the links are clickable on your website.

مطمئن شوید که پیوندها در وب سایت شما قابل کلیک هستند.

we need a clickable map for better navigation.

ما به یک نقشه قابل کلیک برای پیمایش بهتر نیاز داریم.

is the advertisement clickable for users?

آیا تبلیغ برای کاربران قابل کلیک است؟

the image should be clickable to enlarge.

تصویر باید برای بزرگنمایی قابل کلیک باشد.

clickable icons enhance user experience.

آیکون‌های قابل کلیک، تجربه کاربر را بهبود می‌بخشند.

ensure that all buttons are clickable on mobile devices.

اطمینان حاصل کنید که همه دکمه‌ها در دستگاه‌های تلفی همراه قابل کلیک هستند.

clickable elements should be clearly visible.

عناصر قابل کلیک باید به وضوح قابل مشاهده باشند.

the tutorial includes clickable examples for practice.

آموزش شامل مثال‌های قابل کلیک برای تمرین است.

users prefer interfaces with large, clickable areas.

کاربران ترجیح می‌دهند رابط‌هایی با مناطق بزرگ و قابل کلیک داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید