| صفت یا فعل حال استمراری | brutalizing |
| شکل سوم شخص مفرد | brutalizes |
| قسمت سوم فعل | brutalized |
| زمان گذشته | brutalized |
they brutalize and torture persons in their custody.
آنها افراد را در بازداشت خود مورد آزار و شکنجه قرار میدهند.
he had been brutalized in prison and become cynical.
او در زندان مورد آزار و شکنجه قرار گرفته بود و بدبین شده بود.
The dictator's regime was known to brutalize its citizens.
رژیم دیکتاتور به آزار و شکنجه شهروندانش معروف بود.
The prisoners were brutalized by the guards.
زندانیان توسط نگهبانان مورد آزار و شکنجه قرار گرفتند.
The violent video game seemed to glorify brutalizing others.
بازی خشن و暴力 به نظر میرسید که آزار و شکنجه دیگران را ترویج میکند.
The war had brutalized the soldiers, leaving them with deep emotional scars.
جنگ باعث شده بود که سربازان مورد آزار و شکنجه قرار گیرند و زخمهای عمیق احساسی بر آنها وارد شده بود.
The hazing rituals in the fraternity were designed to brutalize new members.
آیینهای تنبیه در انجمن برای آزار و شکنجه اعضای جدید طراحی شده بودند.
The serial killer's actions were meant to brutalize his victims.
اقدامات قاتل سریالی برای آزار و شکنجه قربانیانش بود.
The abusive husband would often brutalize his wife both physically and emotionally.
همسر سوءمصرف اغلب همسر خود را هم جسمی و هم عاطفی مورد آزار و شکنجه قرار میداد.
The coach's harsh training methods seemed to brutalize the players.
روشهای تمرینی سخت مربی به نظر میرسید که بازیکنان را مورد آزار و شکنجه قرار میدهد.
The graphic images in the documentary depicted how animals are brutalized in factory farms.
تصاویر گرافیکی در مستند نشان داد که چگونه حیوانات در مزارع صنعتی مورد آزار و شکنجه قرار میگیرند.
The history of colonization is filled with instances of colonizers brutalizing indigenous peoples.
تاریخ استعمار با نمونههایی از استعمارگران که مردم بومی را مورد آزار و شکنجه قرار میدهند، پر شده است.
they brutalize and torture persons in their custody.
آنها افراد را در بازداشت خود مورد آزار و شکنجه قرار میدهند.
he had been brutalized in prison and become cynical.
او در زندان مورد آزار و شکنجه قرار گرفته بود و بدبین شده بود.
The dictator's regime was known to brutalize its citizens.
رژیم دیکتاتور به آزار و شکنجه شهروندانش معروف بود.
The prisoners were brutalized by the guards.
زندانیان توسط نگهبانان مورد آزار و شکنجه قرار گرفتند.
The violent video game seemed to glorify brutalizing others.
بازی خشن و暴力 به نظر میرسید که آزار و شکنجه دیگران را ترویج میکند.
The war had brutalized the soldiers, leaving them with deep emotional scars.
جنگ باعث شده بود که سربازان مورد آزار و شکنجه قرار گیرند و زخمهای عمیق احساسی بر آنها وارد شده بود.
The hazing rituals in the fraternity were designed to brutalize new members.
آیینهای تنبیه در انجمن برای آزار و شکنجه اعضای جدید طراحی شده بودند.
The serial killer's actions were meant to brutalize his victims.
اقدامات قاتل سریالی برای آزار و شکنجه قربانیانش بود.
The abusive husband would often brutalize his wife both physically and emotionally.
همسر سوءمصرف اغلب همسر خود را هم جسمی و هم عاطفی مورد آزار و شکنجه قرار میداد.
The coach's harsh training methods seemed to brutalize the players.
روشهای تمرینی سخت مربی به نظر میرسید که بازیکنان را مورد آزار و شکنجه قرار میدهد.
The graphic images in the documentary depicted how animals are brutalized in factory farms.
تصاویر گرافیکی در مستند نشان داد که چگونه حیوانات در مزارع صنعتی مورد آزار و شکنجه قرار میگیرند.
The history of colonization is filled with instances of colonizers brutalizing indigenous peoples.
تاریخ استعمار با نمونههایی از استعمارگران که مردم بومی را مورد آزار و شکنجه قرار میدهند، پر شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید