| جمع | buckshots |
buckshot blast
ضربه شاتگام
buckshot shell
سرب شاتگام
buckshot round
گلوله شاتگام
buckshot load
بار شاتگام
buckshot pattern
الگوی شاتگام
buckshot spread
پراکندگی شاتگام
buckshot gun
تفنگ شاتگام
buckshot hit
ضربه شاتگام
buckshot fire
آتش شاتگام
buckshot impact
اثر ضربه شاتگام
he loaded the shotgun with buckshot for hunting.
او نیزه را با ساچمه برای شکار بارگذاری کرد.
the sound of buckshot echoed through the woods.
صدای ساچمه در جنگل طنین انداز شد.
she found some buckshot shells in the old barn.
او پوسته های ساچمه را در انبار قدیمی پیدا کرد.
using buckshot can increase your chances of hitting a moving target.
استفاده از ساچمه می تواند شانس شما را برای هدف قرار دادن یک هدف متحرک افزایش دهد.
the hunter preferred buckshot for its spread pattern.
شکارچی ترجیح می داد از ساچمه به دلیل الگوی پخش آن استفاده کند.
he practiced shooting buckshot at the range.
او تمرین شلیک ساچمه در محدوده را انجام داد.
buckshot is often used for bird hunting.
ساچمه اغلب برای شکار پرندگان استفاده می شود.
after the storm, the ground was littered with buckshot.
بعد از طوفان، زمین پر از ساچمه بود.
she heard the buckshot fly past her during the shootout.
او صدای ساچمه را در حین تیراندازی شنید.
the police found buckshot at the crime scene.
پلیس ساچمه را در صحنه جرم پیدا کرد.
buckshot blast
ضربه شاتگام
buckshot shell
سرب شاتگام
buckshot round
گلوله شاتگام
buckshot load
بار شاتگام
buckshot pattern
الگوی شاتگام
buckshot spread
پراکندگی شاتگام
buckshot gun
تفنگ شاتگام
buckshot hit
ضربه شاتگام
buckshot fire
آتش شاتگام
buckshot impact
اثر ضربه شاتگام
he loaded the shotgun with buckshot for hunting.
او نیزه را با ساچمه برای شکار بارگذاری کرد.
the sound of buckshot echoed through the woods.
صدای ساچمه در جنگل طنین انداز شد.
she found some buckshot shells in the old barn.
او پوسته های ساچمه را در انبار قدیمی پیدا کرد.
using buckshot can increase your chances of hitting a moving target.
استفاده از ساچمه می تواند شانس شما را برای هدف قرار دادن یک هدف متحرک افزایش دهد.
the hunter preferred buckshot for its spread pattern.
شکارچی ترجیح می داد از ساچمه به دلیل الگوی پخش آن استفاده کند.
he practiced shooting buckshot at the range.
او تمرین شلیک ساچمه در محدوده را انجام داد.
buckshot is often used for bird hunting.
ساچمه اغلب برای شکار پرندگان استفاده می شود.
after the storm, the ground was littered with buckshot.
بعد از طوفان، زمین پر از ساچمه بود.
she heard the buckshot fly past her during the shootout.
او صدای ساچمه را در حین تیراندازی شنید.
the police found buckshot at the crime scene.
پلیس ساچمه را در صحنه جرم پیدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید