budgeteer

[ایالات متحده]/ˈbʌdʒɪtɪər/
[بریتانیا]/ˈbʌdʒɪˌtiːr/

ترجمه

n. فردی که بودجه را تهیه یا مدیریت می‌کند؛ کسی که به بودجه پایبند است.

عبارات و ترکیب‌ها

budgeteer meeting

جلسه بودجه‌بندی

budgeteer report

گزارش بودجه‌بندی

budgeteer plan

برنامه بودجه‌بندی

budgeteer tool

ابزار بودجه‌بندی

budgeteer strategy

استراتژی بودجه‌بندی

budgeteer analysis

تحلیل بودجه‌بندی

budgeteer guidelines

دستورالعمل‌های بودجه‌بندی

budgeteer skills

مهارت‌های بودجه‌بندی

budgeteer insights

بینش‌های بودجه‌بندی

budgeteer workshop

کارگاه بودجه‌بندی

جملات نمونه

the budgeteer carefully planned the annual expenses.

بودجه‌بند با دقت هزینه‌های سالانه را برنامه‌ریزی کرد.

as a budgeteer, she always finds ways to save money.

همچون یک بودجه‌بند، او همیشه راهی برای صرفه‌جویی در پول پیدا می‌کند.

the budgeteer presented a detailed financial report.

بودجه‌بند یک گزارش مالی دقیق ارائه داد.

every project needs a skilled budgeteer to manage costs.

هر پروژه‌ای به یک بودجه‌بند ماهر برای مدیریت هزینه‌ها نیاز دارد.

the budgeteer's recommendations were well-received by the team.

توصیه‌های بودجه‌بند با استقبال خوبی از سوی تیم روبرو شد.

being a successful budgeteer requires strong analytical skills.

بودجه‌بند موفق بودن نیازمند مهارت‌های تحلیلی قوی است.

the budgeteer adjusted the figures to reflect new priorities.

بودجه‌بند ارقام را برای نشان دادن اولویت‌های جدید تنظیم کرد.

she was recognized as the best budgeteer in the company.

او به عنوان بهترین بودجه‌بند در شرکت شناخته شد.

his experience as a budgeteer helped streamline the process.

تجربه او به عنوان بودجه‌بند به ساده‌سازی فرآیند کمک کرد.

a budgeteer must be aware of market trends and forecasts.

یک بودجه‌بند باید از روندها و پیش‌بینی‌های بازار آگاه باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید