buffeting

[ایالات متحده]/'bʌfitiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لرزش، تکان.

عبارات و ترکیب‌ها

buffeting winds

وزش بادهای شدید

buffeting waves

امواج خروشان

buffeting storm

طوفان شدید

buffeting rain

باران شدید

جملات نمونه

a ship buffeting against the wind.

کشتی که در برابر باد مقاومت می‌کرد.

the buffeting that people are taking in lost job status.

ضربه ای که مردم در اثر از دست دادن وضعیت شغلی متحمل می شوند.

the roofs have survived the buffeting of worse winds than this.

سقف ها طوفان های شدیدتری را که از این بیشتر بوده است، تحمل کرده اند.

The tent was buffeting in the strong wind.

چادر در باد شدید به شدت در نوسان بود.

The ship was buffeting against the rough waves.

کشتی در برابر امواج خشن به شدت در نوسان بود.

The trees were buffeting in the storm.

درختان در طوفان به شدت در نوسان بودند.

She felt buffeting winds against her face.

او وزش بادهای شدید را در برابر صورت خود احساس کرد.

The car was buffeting from side to side in the storm.

ماشین در طوفان از یک طرف به طرف دیگر به شدت در نوسان بود.

The aircraft was buffeting in turbulence.

هواپیما در تلاطم به شدت در نوسان بود.

The hikers were buffeting through the dense forest.

گردشگران در میان جنگل انبوه به سختی پیش می رفتند.

The flag was buffeting in the wind.

پرچم در باد به شدت در نوسان بود.

The cyclist was buffeting against the headwind.

دوچرخه سوار در برابر باد مخالف به سختی پیش می رفت.

The building was buffeting under the pressure of the earthquake.

ساختمان در برابر فشار زلزله به شدت در نوسان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید