buffeted

[ایالات متحده]/ˈbʌfɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈbʌfɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مکرر ضربه زده یا زده شده؛ کوبیده شده؛ به شدت پرتاب شده؛ به طور مکرر و با شدت ضربه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

buffeted by winds

در اثر وزش باد

buffeted by waves

در اثر امواج

buffeted at sea

در دریا مورد ضرب و شبر قرار گرفتن

buffeted by storms

در اثر طوفان

buffeted by critics

در اثر انتقادات

buffeted by fate

در اثر سرنوشت

buffeted by news

در اثر اخبار

buffeted by changes

در اثر تغییرات

buffeted by emotions

در اثر احساسات

buffeted by circumstances

در اثر شرایط

جملات نمونه

the boat was buffeted by the strong waves.

قایق با موج‌های قوی برخورد می‌کرد.

he felt buffeted by the harsh criticism.

او تحت تأثیر انتقادات شدید قرار گرفت.

the storm buffeted the coastal town for hours.

طوفان برای ساعت‌ها شهر ساحلی را مورد ضرب و شاره قرار داد.

she was buffeted by doubts about her decision.

او با تردید در مورد تصمیم خود دست و پنجه نرم می‌کرد.

the wind buffeted the trees, causing branches to break.

باد درختان را مورد ضرب و شاره قرار داد و باعث شکستن شاخه ها شد.

his emotions were buffeted by the news.

احساسات او با این خبر دست و پنجه نرم کرد.

the plane was buffeted during the turbulence.

هواپیما در طول تلاطم مورد ضرب و شاره قرار گرفت.

they were buffeted by financial troubles.

آنها با مشکلات مالی دست و پنجه نرم کردند.

the boxer was buffeted by his opponent's punches.

بوکسور توسط مشت های حریفش مورد ضرب و شاره قرار گرفت.

she felt buffeted by conflicting advice from friends.

او با مشورت متناقض از دوستان دست و پنجه نرم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید