buffeted by winds
در اثر وزش باد
buffeted by waves
در اثر امواج
buffeted at sea
در دریا مورد ضرب و شبر قرار گرفتن
buffeted by storms
در اثر طوفان
buffeted by critics
در اثر انتقادات
buffeted by fate
در اثر سرنوشت
buffeted by news
در اثر اخبار
buffeted by changes
در اثر تغییرات
buffeted by emotions
در اثر احساسات
buffeted by circumstances
در اثر شرایط
the boat was buffeted by the strong waves.
قایق با موجهای قوی برخورد میکرد.
he felt buffeted by the harsh criticism.
او تحت تأثیر انتقادات شدید قرار گرفت.
the storm buffeted the coastal town for hours.
طوفان برای ساعتها شهر ساحلی را مورد ضرب و شاره قرار داد.
she was buffeted by doubts about her decision.
او با تردید در مورد تصمیم خود دست و پنجه نرم میکرد.
the wind buffeted the trees, causing branches to break.
باد درختان را مورد ضرب و شاره قرار داد و باعث شکستن شاخه ها شد.
his emotions were buffeted by the news.
احساسات او با این خبر دست و پنجه نرم کرد.
the plane was buffeted during the turbulence.
هواپیما در طول تلاطم مورد ضرب و شاره قرار گرفت.
they were buffeted by financial troubles.
آنها با مشکلات مالی دست و پنجه نرم کردند.
the boxer was buffeted by his opponent's punches.
بوکسور توسط مشت های حریفش مورد ضرب و شاره قرار گرفت.
she felt buffeted by conflicting advice from friends.
او با مشورت متناقض از دوستان دست و پنجه نرم کرد.
buffeted by winds
در اثر وزش باد
buffeted by waves
در اثر امواج
buffeted at sea
در دریا مورد ضرب و شبر قرار گرفتن
buffeted by storms
در اثر طوفان
buffeted by critics
در اثر انتقادات
buffeted by fate
در اثر سرنوشت
buffeted by news
در اثر اخبار
buffeted by changes
در اثر تغییرات
buffeted by emotions
در اثر احساسات
buffeted by circumstances
در اثر شرایط
the boat was buffeted by the strong waves.
قایق با موجهای قوی برخورد میکرد.
he felt buffeted by the harsh criticism.
او تحت تأثیر انتقادات شدید قرار گرفت.
the storm buffeted the coastal town for hours.
طوفان برای ساعتها شهر ساحلی را مورد ضرب و شاره قرار داد.
she was buffeted by doubts about her decision.
او با تردید در مورد تصمیم خود دست و پنجه نرم میکرد.
the wind buffeted the trees, causing branches to break.
باد درختان را مورد ضرب و شاره قرار داد و باعث شکستن شاخه ها شد.
his emotions were buffeted by the news.
احساسات او با این خبر دست و پنجه نرم کرد.
the plane was buffeted during the turbulence.
هواپیما در طول تلاطم مورد ضرب و شاره قرار گرفت.
they were buffeted by financial troubles.
آنها با مشکلات مالی دست و پنجه نرم کردند.
the boxer was buffeted by his opponent's punches.
بوکسور توسط مشت های حریفش مورد ضرب و شاره قرار گرفت.
she felt buffeted by conflicting advice from friends.
او با مشورت متناقض از دوستان دست و پنجه نرم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید