buildability

[ایالات متحده]/ˌbɪldəˈbɪləti/
[بریتانیا]/ˌbɪldəˈbɪləti/

ترجمه

n. توانایی یا سهولت ساخت یا ساختن چیزی؛ قابلیتی برای ساخته شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

buildability issues

مشکلات قابلیت ساخت

buildability assessment

ارزیابی قابلیت ساخت

buildability review

بررسی قابلیت ساخت

improve buildability

بهبود قابلیت ساخت

buildability analysis

تجزیه و تحلیل قابلیت ساخت

buildability concerns

نگرانی‌های مربوط به قابلیت ساخت

buildability problems

مشکلات قابلیت ساخت

buildability improvements

بهبودهای قابلیت ساخت

buildability aspects

جنبه‌های قابلیت ساخت

enhanced buildability

قابلیت ساخت ارتقا یافته

جملات نمونه

engineers must consider buildability during the early stages of project planning.

مهندسان باید قابلیت ساخت را در مراحل اولیه برنامه‌ریزی پروژه در نظر بگیرند.

poor buildability can lead to cost overruns and schedule delays.

عدم قابلیت ساخت می‌تواند منجر به افزایش هزینه‌ها و تاخیر در زمان‌بندی شود.

the contractor's expertise in buildability helped reduce construction time.

تخصص پیمانکار در قابلیت ساخت به کاهش زمان ساخت کمک کرد.

buildability reviews are essential for identifying potential construction issues.

بررسی‌های قابلیت ساخت برای شناسایی مشکلات احتمالی ساخت‌وساز ضروری هستند.

the architect worked closely with the construction team to enhance buildability.

معمار به طور نزدیک با تیم ساخت‌وساز برای افزایش قابلیت ساخت همکاری کرد.

standardizing components can greatly improve buildability in modular construction.

استانداردسازی قطعات می‌تواند به طور قابل توجهی قابلیت ساخت را در ساخت‌وسازهای مدولار بهبود بخشد.

buildability analysis should be integrated into the design process from the beginning.

تحلیل قابلیت ساخت باید از ابتدا در فرآیند طراحی ادغام شود.

the project's success was largely attributed to its excellent buildability.

موفقیت پروژه تا حد زیادی به دلیل قابلیت ساخت عالی آن بود.

limited buildability options forced the team to reconsider their approach.

گزینه‌های محدود قابلیت ساخت باعث شد تیم رویکرد خود را دوباره بررسی کند.

buildability workshops bring together designers and constructors for collaboration.

کارگاه‌های آموزشی قابلیت ساخت طراحان و سازندگان را برای همکاری گرد هم می‌آورند.

good buildability reduces the need for costly changes during construction.

قابلیت ساخت خوب نیاز به تغییرات پرهزینه در طول ساخت‌وساز را کاهش می‌دهد.

the buildability assessment identified several areas for design improvement.

ارزیابی قابلیت ساخت چندین حوزه برای بهبود طراحی را شناسایی کرد.

factors affecting buildability include site access and material availability.

عواملی که بر قابلیت ساخت تأثیر می‌گذارند شامل دسترسی به محل و در دسترس بودن مصالح است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید