built-ins

[ایالات متحده]/bɪltˈɪn/
[بریتانیا]/bɪltˈɪn/

ترجمه

adj. تعبیه شده، ذاتی، یا یکپارچه
n. مبلمان تعبیه شده یا جزء یکپارچه

عبارات و ترکیب‌ها

built-in storage

حافظه داخلی

built-in feature

ویژگی داخلی

built-in oven

فر داخلی

built-in shelf

قفسه داخلی

built-in system

سیستم داخلی

built-in protection

محافظت داخلی

built-in speaker

بلندگوی داخلی

built-in memory

حافظه داخلی

built-in support

پشتیبانی داخلی

built-in safety

ایمنی داخلی

جملات نمونه

the laptop has a built-in webcam for video calls.

لپ‌تاپ دارای وب‌کم داخلی برای تماس‌های تصویری است.

my car's navigation system is built-in and very accurate.

سیستم ناوبری ماشین من داخلی و بسیار دقیق است.

the oven features a built-in timer for easy cooking.

فر دارای تایمر داخلی برای پخت و پز آسان است.

the software offers a built-in spell checker for improved writing.

نرم‌افزار یک غلط‌نامه داخلی برای بهبود نوشتار ارائه می‌دهد.

the refrigerator has a built-in ice maker and water dispenser.

یخچال دارای یک سازنده یخ و آبریز داخلی است.

the stereo system boasts a built-in amplifier for powerful sound.

سیستم استریو دارای یک تقویت‌کننده داخلی برای صدای قدرتمند است.

the washing machine has a built-in lint filter for cleaner clothes.

ماشین لباسشویی دارای یک فیلتر پرز داخلی برای لباس‌های تمیزتر است.

the phone's built-in storage is sufficient for my needs.

فضای ذخیره‌سازی داخلی تلفن برای نیازهای من کافی است.

the camera has a built-in flash for low-light photography.

دوربین دارای یک فلاش داخلی برای عکاسی در نور کم است.

the speaker has a built-in microphone for hands-free calls.

بلندگو دارای یک میکروفون داخلی برای تماس‌های بدون دست است.

the printer has a built-in duplex printing function.

پرینتر دارای یک تابع چاپ دوطرفه داخلی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید