bulging

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورم، برآمدگی، برآمدگی

عبارات و ترکیب‌ها

bulging eyes

چشم‌های بیرون زده

bulging muscles

عضلات برآمده

bulging veins

رگ‌های برآمده

a bulging wallet

کیف پول برآمده

جملات نمونه

a briefcase bulging with documents.

یک کیف دستی پر از مدارک.

pockets bulging with loose change.

جیب‌های پر از سکه‌های پراکنده

His pocket was bulging with sweets.

جیب او پر از شیرینی بود.

a wallet bulging with money;

کیف پول پر از پول;

he clenched his fist and exhibited his bulging biceps.

او مشت خود را گره کرد و عضلات باد کرده‌اش را به نمایش گذاشت.

And whilst we was a-standing there in the dimmish light, here comes a couple of the hounds bulging in from under Jim's bed;

و در حالی که ما در نور کم ایستاده بودیم، دو سگ از زیر تخت جیم ظاهر شدند.

Drinks is drinking,bulging murkily, the picture got drunk has been ordinary, pours on the place,after usual 3 ~ 4 hours could restore the habit.

نوشیدنی‌ها در حال نوشیدن هستند، به طرز مبهمی بیرون زده‌اند، تصویر الکلی شده معمولی است، روی مکان می‌ریزد، پس از معمولاً 3 تا 4 ساعت می‌توان عادت را بازیابی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید