bulkinesses

[ایالات متحده]/ˈbʌlˌkɪnsiz/
[بریتانیا]/ˈbʊlkˌɪnsiz/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت حجیم یا دست و پاگیر بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

heavy bulkinesses

حجم سنگین

excessive bulkinesses

حجم بیش از حد

increased bulkinesses

افزایش حجم

unwanted bulkinesses

حجم ناخواسته

various bulkinesses

حجم های مختلف

different bulkinesses

حجم های متفاوت

notable bulkinesses

حجم قابل توجه

minimal bulkinesses

حجم کم

physical bulkinesses

حجم فیزیکی

structural bulkinesses

حجم ساختاری

جملات نمونه

the bulkinesses of the boxes made them difficult to move.

حجم زیاد جعبه‌ها باعث می‌شد جابجایی آن‌ها دشوار باشد.

we need to consider the bulkinesses of the materials when packing.

ما باید حجم زیاد مواد را هنگام بسته‌بندی در نظر بگیریم.

her bag's bulkinesses made it hard to fit in the overhead compartment.

حجم زیاد کیف او باعث می‌شد جا دادن آن در فضای بالای سر دشوار باشد.

the bulkinesses of the furniture restricted movement in the room.

حجم زیاد مبلمان باعث محدودیت در حرکت در اتاق شد.

they complained about the bulkinesses of the new uniforms.

آن‌ها در مورد حجم زیاد لباس‌های یونیفرم جدید شکایت کردند.

the bulkinesses of the equipment require special transportation.

حجم زیاد تجهیزات نیاز به حمل و نقل ویژه دارد.

we had to adjust our plans due to the bulkinesses of the supplies.

ما مجبور شدیم برنامه‌های خود را به دلیل حجم زیاد لوازم تغییر دهیم.

her bulkinesses made it challenging to fit into the seat.

حجم زیاد او باعث می‌شد جا گرفتن در صندلی دشوار باشد.

the bulkinesses of the packages delayed the delivery.

حجم زیاد بسته‌ها باعث تاخیر در تحویل شد.

he struggled with the bulkinesses of the winter clothing.

او با حجم زیاد لباس‌های زمستانی دست و پنجه نرم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید